فیلم مستند هولوکاست (مدرک ویژه دادگاه نورمبرگ)این ویدئو با نام "اردوگاه اسرای جنگی نازیها" از جمله یکی از مدارکی است که در دادگاه محاکمه سران نازی در نورمبرگ سال 1945 ارائه و نمایش داده شده است. در این دادگاه هِرمن گرینگ (نفر دوم بعد از هیتلر)، رادولف هِس و 22 تن از افسران و دست اندرکاران رده بالای آلمان فاشیستی در پایان جنگ جهانی دوم به طور عادلانه محاکمه شدند که سرانجام تعدادی از آنها به طناب دار آویخته شده و یا حبسهای طولانی مدت را تحمل کردند. در این فیلم صحنه های مستند، دردآور، و غیرقابل انکاری از تبعات وحشیگری نازیها در فاجعه هولوکاست برای حضار نمایش داده شد. انگیزه اصلی از تدارک سلسله محاکمات نورمبرگ، الگوسازی سمبولیک برای مجازات عاملان جنایات ضدبشری بود که سرنگونی، محاکمه و اعدام صدام حسین در سالهای اخیر را می توان در راستای همین عزم جهانی دانست.

نورمبرگ هولوکاست محاکمه دادگاه جنایات ضدبشری صدام یهودیان
نازیها آلمان فاشیسم هیتلر ,
آغاز جنگ جهانی دومجنگ جهانی دوم در اول سپتامبر سال 1939 آغاز شد و جهان را در قتل و خونریزی غوطه ور ساخت.
آغاز جنگ، همچنین سرآغاز یک سلسله فجایع بسیار دردناک تر علیه یهودیان اروپا و جهان بود.
ارتش آلمان در آن روز به طور ناگهانی به لهستان حمله برد و بر بخش غربی آن مسلط شد و ارتش اتحاد شوروی طبق قراردادی که با آلمان به منظور تقسیم لهستان امضا کرده بود، بخش شرقی آن را در تسلط خود گرفت. در 22 ژوئن 1941 هیتلر علیه اتحاد شوروی اعلام جنگ داد و سراسر لهستان را به اشغال خود درآورد.
در آن دوران لهستان شامل یکی از پرجمعیت ترین جوامع یهودی اروپا بود و شمار یهودیان آن کشور بر 5ر3 میلیون نفر بالغ می شد. از هنگام آغاز رسمی جنگ جهانی دوم و اشغال لهستان، حکومت آلمان نازی هر گونه محدودیت را در مورد بازداشت یهودیان، فرستادن آنها به بازداشتگاههای نظامی و کشتن و نابود کردن آنها کنار گذاشت و دست خود را برای از بین بردن انسانهائی که پایه گذار یکتاپرستی در جهان و پیشگام ملت های دنیا در بسیاری از امور علمی، پزشکی، فرهنگی و انسانی بودند کاملا آزاد دید.
در همان نخستین هفته های اشغال لهستان، رئیس اداره مرکزی امنیت «رایش سوم» (راینهارد هایدریش Reinhard Heydrich ) بخشنامه ای برای مسؤولان امنیتی در لهستان اشغال شده فرستاد که در آن دستورات مشروحی برای بازداشت یهودیان و انتقال آنها به اماکن ویژه گنجانیده شده بود.
به موجب این دستور، اشغالگران آلمانی و مأموران دست نشانده آنها در لهستان وظیفه داشتند همه یهودیانی را که در شهرک ها و روستاهای لهستان زندگی می کردند، به محله های یهودی نشین شهرهای بزرگ (موسوم به «گتوها Ghetto ») منتقل کنند و یک سازمان داخلی یهودی نیز برپا سازند که وظیفه آن اجرای دستورات ارتش اشغالگر نازی باشد.
با صدور این دستور، هزاران نفر پزشک، دانشمند، مهندس، آموزگار و افراد عادی یهودی همراه با زن و کودک خود، در شهرها و شهرک ها و روستاها با خشونت و بیرحمی بازداشت شدند و به طور موقت به زندان ها انتقال یافتند.
در جریان این بازداشت های دسته جمعی، سربازان آلمانی و مزدوران لهستانی آنها، هر یهودی را که از دستور آنان سرپیچی می کرد به گلوله می بستند. در این مرحله، قصد سران آلمان هنوز نابودی یهودیان نبود، بلکه هدف آن بود که یهودیان تحت نظر قرار داشته باشند تا نتوانند در انجام برنامه های توسعه طلبانه «رایش سوم» اخلال کنند.
ربازان آلمانی از روز اولی که وارد شهرها و روستاهای یهودی نشین لهستان شدند، یهودیان را بازداشت میکردند، به تحقیر و آزار آنان می پرداختند، آنها را به شلاق می بستند، ریش سالخوردگان را به صورت تمسخرآمیز قیچی می کردند، لباس مذهبی آنان را پاره می کردند و موجب رعب و وحشت همگانی می شدند.
افراد واحدهای «اس.اسS.S.» که همراه با سربازان آلمانی به نواحی یهودی نشین لهستان می رسیدند، بلافاصله به آتش زدن کنیساها و مراکز یهودی می پرداختند و گاهی خانه های یهودیان را بر سر آنها خراب می کردند و آنانی را که از خانه گریخته و به خیابان پناه می بردند دستگیر می کردند و به اردوهای کار اجباری می بردند تا به بازسازی نقاط ویران شده جنگی بپردازند.
آلمان هیتلری ادعا می کرد که یهودیان مسبب آغاز جنگ جهانی دوم بوده اند و از این رو جریمه های سنگین بر آنان بست و به هر نقطه ای پا می گذاشت اموال یهودیان را مصادره می کرد، آنها را از کسب و شغل محروم می ساخت و یهودیان را مجبور می کرد بازوبندی داشته باشند تا همانند قرون وسطی، از دور بتوان آنها را تشخیص داد. پس از مدتی، این بازوبند که ستاره شش پر داود (מגן דוד ماگن داوید) بر آن نقش بسته بود باطل گردید و به جای آن «وصله جهودی» رایج شد که به صورت ستاره شش پر زرد رنگی بود که یهودیان ناچار بودند آن را روی سینه خود نصب کنند.

המפלגה הנאצית , הכחשת השואה , آلمان
نازی ,
ایرانیان انسان دوستدر دوران سیاه جنایات نازی علیه یهودیان، که برای همیشه به عنوان یک لکه ننگ بر پیشانی ملت آلمان و کشورهای اروپائی و جهان باقی خواهد ماند، در میان افرادی که اصول اخلاقی و موازین انسانی را زیر پا نگذاشته و حتی با به خطر انداختن جان خود درصدد نجات شماری از یهودیان نگون بخت برآمدند، یک ایرانی فرهیخته نیز وجود داشت که دنیا آن گونه که باید هنوز از خدمات بشر دوستانه او آگاه نشده است.
از هنگام به قدرت رسیدن هیتلر در آلمان، تبلیغات نازی در ایران نیز گسترش یافت. نازیها و عمال آنها در این تبلیغات می کوشیدند ایرانیان و آلمانها را «هم نژاد» جلوه گر سازند و با این استناد که هر دو ملت ایران و آلمان از آریائیهای باستان هستند، تلاش میکردند ایران را به سود خود وارد جنگ کنند و یا دست کم آنکه از پیوستن ایران به ارتش متفقین جلوگیری نمایند. آنها برای انجام تبلیغات نژادپرستانه خود، بستر راحتی در ایران یافتند زیرا ملایانی وجود داشته و دارند که به نام دین، یهودی را نجس می خوانند و به او به نظر تحقیر می نگرند و درگذشته یهودیان در اثر تحریکات دینی و طمع ورزیهای دون صفتان مورد آزار قرار گرفته بودند و اموالشان مصادره شده بود.
حکومت ایران در آن هنگام نیز بنا بر ملاحظات سیاسی و غیرسیاسی گرایش های خطرناکی به آلمان هیتلری پیدا کرده بود. ایران که به مدت بیش از دو قرن از شمال توسط امپراطوری روسیه تهدید میشد و ناچار شده بود بخشی از خاک خود را به روسیه بسپارد، و در همان حال فشار امپراطوری انگلیس را بر گرده خود احساس میکرد، از پیدایش یک ابرقدرت سوم به صورت آلمان نازی خرسند بود و امید داشت که از طریق همکاری با آن بتواند موازنه ای برای ادامه استقلال خود ایجاد کند.به دنبال این ملاحظات سیاسی، و به علت تبلیغات بسیار گسترده نازی، یهودستیزی در ایران به میزان چشم گیری افزایش یافته بود- گرچه ایرانیان نوادگان کورش کبیر هستند که یهودیان را نجات داد و در تورات مقدس از او تجلیل شد.
یکی از ایرانیان فرهیخته ای که در دوران دهشتناک نازی دست کمک به سوی یهودیان دراز کرد، کنسول وقت سفارت ایران در پاریس زنده نام عبدالحسین سرداری قاجار بود- که هنوز از جزئیات این اقدام انسان دوستانه او و شمار یهودیانی که در نتیجه کمک رسانی های وی نجات یافتند اطلاعات کافی در دست نیست.
در ماه ژوئن سال 1940 ، کوتاه مدتی پس از آنکه هیتلر بر بخشی از فرانسه مسلط گردید و صلاح بر آن دانست که از تسخیر سراسر آن خاک در آن مرحله صرفنظر کند، اکثر دولتهای جهان به سفیران خود در پاریس دستور دادند سفارتخانه های رسمی را به منطقه تحت فرمان حکومت ویشی (حکومت ظاهرا فرانسوی، ولی دست نشانده دولت آلمان) منتقل کنند. شهر ویشی به مرکز جدید سفارتخانه ها مبدل گشت. ولی در هر سفارتخانه در پاریس فرد یا افرادی برای سرپرستی ساختمان و رسیدگی به امور جاری گماشته شدند.
آقای سرداری قاجار، در سمت کنسول، به عنوان سرپرست ساختمان سفارت، در شهر پاریس که در اشغال ارتش آلمان بود باقی ماند. در آن ایام شمار نامعلومی از یهودیان ایرانی در پایتخت اشغال شده فرانسه میزیستند و با این خطر فوری و جدی روبرو بودند که افراد اس.اس و گشتاپو آنها را نیز همانند دیگر یهودیان فرانسوی شناسائی کرده و به مراکز تجمع یهودیان بفرستند و از آنجا با قطار راهی بازداشتگاههای مرگ کنند.
زنده نام سرداری قاجار دیپلماتی خوش مشرب و میهمان نواز بود و توانست با افسران و مأموران حکومت آلمان نازی روابط دوستانه ای برقرار سازد. او هنگامی که جان یهودیان ایرانی در پاریس را در خطر دید، با فرستادن نامه برای مقامات آلمانی این استدلال را مطرح ساخت که یهودیان ایرانی از هنگام کورش کبیر همیشه ایرانی بوده و در حمایت قوانین ایران قرار داشته اند و هیچ تفاوتی بین آنان و دیگر ایرانیان وجود ندارد- و یهودی و غیریهودی ایرانی قابل تشخیص و تفاوت نیستند.
در نامه ای که بالاخره به دست «آدولف آیشمن» رسید و او مأمور رسیدگی به آن گردید، همچنین استدلال شده بود که یهودیان ایرانی هیچ شباهتی به یهودیان اروپائی ندارند- و اصولا" آنها «موسوی» (پیرو دین حضرت موسی) بوده و یهودی محسوب نمی شوند.
خوشبختانه این شیوه استدلال آقای سرداری قاجار وحمایت او از یهودیان ایران، مقامات آلمانی را متقاعد ساخت و در نتیجه، سفیر آلمان در پاریس نامه ای برای کنسول ایران فرستاد و درآن تعهد کرد که به یهودیان ایرانی هیچ آسیبی وارد نیاید و دستورات آلمان هیتلری در مورد بازداشت یهودیان و اعزام آنان به اردوگاههای مرگ، یهودیانی را که دارای گذرنامه ایرانی هستند شامل نخواهد شد.
زنده نام سرداری قاجار به این خدمت ارزنده به یهودیان اکتفا نکرد- بلکه در سال 1942، هنگامی که آلمان نازی درصدد برآمد با استناد به طرح شیطانی «حل نهائی مسأله یهود» یهودیان فرانسوی را نیز به اردوگاههای مرگ بفرستد، تا آنان هم مانند یهودیان اروپای شرقی به قتل برسند، به درخواست نماینده جامعه یهودیان ایرانی در پاریس که با وی دوستی نزدیک داشت، به شمار نامعلومی از یهودیان فرانسوی نیز گذرنامه ایرانی اعطا کرد تا از مرگ نجات یابند.
این اقدام انسان دوستانه از آنجا امکان پذیر گردید که خوشبختانه شماری گذرنامه های خالی در بخش کنسولی سفارت ایران در پاریس باقی مانده بود و زنده نام سرداری قاجار با به عهده گرفتن خطر مجازات های اداری و احتمالی، این گذرنامه ها را به نام شماری از یهودیان فرانسوی که با خطر بازداشت و اعزام به اردوگاههای مرگ روبرو بودند صادر کرد و در اختیار آنان گذاشت.
عبدالحسین سرداری قاجار که از خدمات کورش کبیر به ملت یهود آگاهی داشت، می دانست که از نظر اخلاقی و حتی اداری نه تنها تخلفی مرتکب نشده، بلکه در واقع در راستای انسان دوستی دولت ایران عمل کرده که خود را وارث راستین پایه گذار امپراطوری هخامنشی میداند.
پس از آنکه ارتش متفقین وارد ایران شد (تا از طریق آن کشور کمکهای گسترده تسلیحاتی و خوراکی خود را به اتحاد شوروی برساند که به شدت با ارتش آلمان هیتلری درگیر بود)، سفیر ایران در ویشی (آقای انوشیروان سپهبدی- که همسرش خواهر آقای سرداری بود) آنجا را ترک گفت و آقای سرداری به عنوان تنها سرپرست منافع ایران در پاریس باقی ماند- ولی ارتباط با تهران به طور کامل قطع شده بود.
یکی از افرادی که در نتیجه اقدامات بشر دوستانه آقای «سرداری قاجار» نجات یافت آقای «ابراهیم مرادی» نام دارد که در تابستان سال 2006 در سن 92 سالگی در لوس آنجلس چشم از جهان فرو بست.
فرد دیگری که به کمک او از چنگال گشتاپو نجات یافت یکی از وارد کنندگان معروف خاویار ایران به نام پطروسیان بود که با جنبش زیرزمینی مقاومت ملی فرانسه همکاری داشت و به این علت گشتاپو میخواست او را بازداشت و مجازات کند.
آقای سرداری قاجار مدتی پس از جنگ جهانی سمت کاردار سفارت ایران در بروکسل را به عهده گرفت و در سال های دهه پنجاه میلادی به عضویت شرکت ملی نفت ایران درآمد و در سال 1981 در لندن چشم از جهان فروبست.

آقای سرداری قاجارآدولف آیشمن , یهودیان , ایرانیان , آلمان
نازی , אדולף היטלר , השואה ,
یا زندان برو یا سند خانه مادرت را بیاور معاون سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا: اقدام اخیر ایران مبنی بر اجبار "عظیما" به انتخاب بین بازگشت به ایران برای گذرندان دوران حبس یا به گرو گذاشتن سند مالکیت خانه مادریش در تهران، عدم اجرای درست عدالت است.
نازی عظیما , زندان , سند خانه ,
خواننده زمان هیتلر به صحنه بازگشت یوهانس هیسترس، خواننده صد و چهار ساله کاباره که برای آدولف هیتلر برنامه اجرا کرده بود، پس از نیم قرن بار دیگر روی صحنه بازگشت.
برنامه این خواننده هلندی در میان تدابیر شدید امنیتی در حالی که گروه های معترض بیرون سالن اجرا جمع شده بودند برگزار شد.
آقای هیسترس می گوید که هیچگاه از نازی ها حمایت نکرده اما او در سال های حکومت آلمان نازی برای آدولف هیتلر، رهبر رایش سوم برنامه اجرا کرد و از اردوگاه جنگی داخائو نیز بازدید به عمل آورد.
بسیاری از مردم هلند او را به خاطر این کارها نبخشیده اند.
پیت شوتن یکی از اعضای کمیته اعتراض کننده به این برنامه گفت: "او به طور مدام برای نازی ها برنامه اجرا کرد و پول زیادی از این راه به دست آورد." ........

هیتلر هنرمند
نازی ,
1938 سال سرنوشترژیم هیتلری از روزی که قدرت را در آلمان بدست گرفت، با خشونت و گستاخی به سرکوب گروههائی مخالف و قشرهای مختلف مردم پرداخت و یک محیط رعب و وحشت بوجود آورد.
سال 1938 (که در برخی اسناد آلمانی از آن به عنوان «سال سرنوشت» نام برده شده) یهودستیزی آلمان هیتلری و آزار یهودیان مقیم آن کشور را به اوج تازه ای رساند.
در این سال بود که هیتلر سیاست توسعه طلبی و تسلط بر سرزمین های همسایه را بشدت گسترش بخشید و همزمان به تدارکات برای آغاز جنگ جهانی دوم ادامه داد. تردیدی نیست که شدت گیری سیاست یهودستیزی هیتلر در این زمان، بخش جدائی ناپذیری از برنامه ها و اندیشه های سیاسی- ایدئولوژیک او بود.
در این سال بود که به دستور هیتلر ویران سازی منظم و برنامه ریزی شده کنیساهای یهودیان در سراسر آلمان آغاز گردید. همزمان، او به بازداشت همگانی یهودیان آلمان و مصادره مغازه ها و فروشگاههای آنان و غارت اموال و صورت برداری از همه مایملک یهودیان به هدف تحریم آنها دست زد.
در 5 اکتبر 1938 به دستور هیتلر همه گذرنامه های یهودیان باطل شد و به آنانی که قصد مهاجرت و خروج از آلمان را داشتند گذرنامه جدیدی داده میشد که در آن مهر بزرگ (JUDE- یهودی و یا حرف J به علامت یهودی) زده شده بود. مبتکر این مهر شرم آور یک کارمند ارشد سوئیسی بود که نمیخواست یهودیان آلمانی به کشور او سرازیر شوند. در گذرنامه های جدید که به یهودیان داده می شد، همه زنان را «سارا» و همه مردان را «اسرائیل» نام می گذاشتند که به آسانی شناسائی شوند.
در شب بین نهم و دهم نوامبر 1938 ، طبق یک برنامه از پیش تنظیم شده، واحدهای وابسته به حزب نازی (گروه اس.آ. S.A.) به آتش زدن کنیساهای یهودیان و شکستن شیشه های مغازه ها و فروشگاههای آنان پرداختند.
خرده شیشه های پنجره های مغازه ها چنان سطح پیاده روها را پوشانده بود که مانند بلور در زیر نور چراغ ها برق می زد- و از این رو، فجایع آن شب آلمان هیتلری علیه یهودیان «شب بلور» (Kristallnacht کریستال ناخت) نام گرفت. در این شب پرفاجعه، یک هزار و چهارصد و شش کنیسا در سراسر آلمان به آتش کشیده شد و هزاران مغازه و فروشگاه یهودیان هدف حمله و غارت قرار گرفت.حکومت آلمان هیتلری با این بهانه که یهودیان مسؤول وقوع یک سوءقصد بوده اند، نه تنها کنیساها را ویران کرد و هستی یهودیان را به غارت برد، بلکه از یهودیان خواستار شد غرامت بپردازند. به موازات آن، حدود سی هزار نفر یهودی دستگیر گردیدند و به بازداشتگاهها فرستاده شدند.
رویدادها «کریستال ناخت» در واقع آخرین ضربه بر ارتباط بین یهودیان و جامعه آلمان بود. از این پس، یهودیان آلمان به طور کامل از جامعه آن کشور اخراج شده، مقام و موقعیت اقتصادی خود را به کلی از دست داده و از همه حقوق مدنی محروم گردیده بودند.

המפלגה הנאצית , הכחשת השואה , آلمان
نازی ,
اولمرت: ایران تا اواخر 2009 یا اوایل 2010 قادر به تولید بمب اتم خواهد بود (الشرق الاوسط)در حالی که ایهود اولمرت، نخست وزیر اسراییل، اعلام کرده بود که ایران می تواند تا اواخر 2009 یا اوایل 2010 بمب اتم تولید کند، ژنرال گابی اشکنازی رئيس ستاد مشترک ارتش اسرائيل در دیدار با دیک چنی مقابله دولت های غربی با مقاصد جنگ طلبانه ی ایران را موصوعی حیاتی دانست و گفت که این کشورها باید با ایران که تهدیدی برای صلح جهانی و منطقه به شمار می آید مقابله کنند.

گابی اشک
نازی , ایهود اولمرت , دیک چنی ,
«گتوها» (Ghetto محله یهودیان)در ماههای اول اشغال لهستان توسط ارتش آلمان هیتلری، مأموران اس.اس. به آزار یهودیان، مصادره اموال آنان، محروم ساختن یهودیان از حقوق شهروندی و انواع تبعیض ها، ضرب و شتم آنان، تحقیر و توهین بسنده می کردند. ولی در طول زمان این یهودآزاری به صورت منظم شکل گرفت و با گذشت یک سال از اشغال لهستان، بازداشت یهودیان و متمرکز کردن آنان در یک محل خاص آغاز گردید. مأموران اس.اس. یهودیان را معمولا به محله های بسیار فقیرنشین شهرها و شهرک ها، که فاقد هر گونه وسائل رفاهی بودند منتقل می کردند و به غارت اموال آنها می پرداختند.
در بهار سال 1940 (چند ماه پس از آغاز جنگ جهانی دوم و اشغال لهستان)، آلمانی ها برای نخستین بار در شهر لودج Lodz یک «گتو» (محله یهودی نشین) نسبتا بزرگ برپا ساختند که کاملا در محاصره بود و هیچ ارتباطی با جهان خارج نداشت. در پائیز همان سال گتوی بزرگتری در ورشو پایتخت لهستان برپا گردید. آلمانی ها دور محله یهودی نشین دیوار بلندی برپا ساختند و آن را از بخش های دیگر شهر جدا کردند و به یهودیان اجازه خروج و ورود داده نمی شد.
با آنکه گتوی ورشو مساحت کمی داشت و از چند نیمه خیابان تشکیل شده بود، آلمانی ها حدود نیم میلیون نفر از یهودیان پایتخت لهستان و دیگر شهرها را در آنجا متمرکز کردند. زندگی در چنین محیط کوچک و پرجمعیت و فاقد امکانات بهداشتی و رفاهی، تحمل ناپذیر بود. نبود آذوقه و خوراکی مزید بر علت شد و پس از مدت کوتاهی بسیاری از افراد بیمار شدند و برخی دیگر از گرسنگی در خیابان ها جان می دادند و مأموران ویژه هر روز با گاری دستی دهها جسد را روی هم انباشته، برای دفن به گورستان می بردند.

המפלגה הנאצית , הכחשת השואה , آلمان
نازی , Ghetto , گتو , גטו ,
عکس هایی که هیچگاه از ذهن تاریخ نخواهند رفتبرخی عکس ها هستند که از خود رویداد نیز ماندگارتر هستند و آنچنان تأثیری بر انسان می گذارند که تا ساعتها شاید نتوانیم آنرا از حافظه خود پاک کنیم. 1) بهترین نمونه برای نشان دادن نمونه رفتار نازیها با اسیران جنگی در جنگ جهانی دوم است. در عکس، یک مرد یهودی در حالی که منتظر زنده به گور ماندن خود است گلوله ای از پشت در مغزش خالی می شود! 2) در این عکس یک زن یهودی بهترین نشانه مقاومت مقابل پلیس اسرائیل را به نمایش می گذارد. 3) در ویتنام یک راهب که بر علیه حکومت کاتولیک عصیان کرده است با سوزاندن جسم خود اعتراضش را در شلوغترین ساعت روز در وسط خیابان نشان می دهد. می سوزد چون بیش از این از دستش بر نمی آید.
4) از تأثیر برانگیزترین عکسهای دنیاست: روزگاری که در آمریکا تبعیض نژادی و طبقاتی وجود داشت و سیاهان و سرخها از یک شیر آب و سفیدپوستها از شیر آب دیگری استفاده می کردند ....

عکس , نژاد پرستی , تبعیض نژادی ,
نازی , اسرائیل , آفریقا ,
حمله هیتلر به اتحاد جماهیر شورویحمله نظامی آلمان هیتلری به خاک اتحاد شوروی (که «عملیات بارباروسا» Operation Barbarossa نام گرفت) نگون بختی یهودیان اروپا را دوچندان ساخت. زیرا در حالی که حدود سه و نیم میلیون نفر یهودی در لهستان می زیستند، شمار یهودیان در سراسر اتحاد شوروی از این رقم نیز بسیار بالاتر بود. صدها هزار نفر از یهودیانی که در نواحی غربی شوروی می زیستند به نقاط داخلی آن سرزمین گسترده، مخصوصا در جمهوری های آسیای میانه (به ویژه ازبکستان) نقل مکان کردند.
«عملیات بارباروسا»، برای یهودیان آخرین بخش از توطئه هیتلر برای آنچه که «حل نهائی مسأله یهود» می نامید محسوب می شد.
در 22 ژوئیه 1941 ، ارتش آلمان با لشگریان بسیار و قدرت کوبنده، با نقض آشکار پیمان متقابل امنیتی بین دو کشور، به شوروی حمله برد تا آن سرزمین را به اشغال خود درآورد. این حمله با قدرت و با مهارت زیاد طرح ریزی شده بود و ارتش آلمان تلاش داشت پیش از فرا رسیدن فصل سرمای زمستان (که ارتش ناپلئون بناپارت را از پای درآورد) سرنوشت جنگ را رقم بزنند و شوروی را وادار به تسلیم کنند.

شوروی , عملیات بارباروسا , המפלגה הנאצית , הכחשת השואה , آلمان
نازی , מבצע ברברוסה ,
مرکل ميگويد آلمان به مسئوليت های ناشی از دوران نازی عمل ميکندآنگلا مرکل صدر اعظم آلمان می گوید آلمان می خواهد مسئولیت اقداماتی را که در دوره حکومت نازی ها صورت گرفت بپذیرد.
مرکل ، که روز شنبه در آستانه دیداری سه روزه از اسراییل سخن می گفت؛ همچنین اظهار داشت آلمان می خواهد نشان دهد که حق موجودیت اسراییل بخشی همیشگی از سیاست خارجی آلمان است. / حدود دويست و پنجاه هزار نفر از یهودیانی که از هالوکاست جان بدر بردند ، در اسراییل زندگی می کنند.

مرکل , آلمان , دوران
نازی , هالوکاست , اسراییل ,
جهان دروازه های خود را می بندد ؛سرنوشت کشتی سنت لوئیس به دنبال رویدادهای دهشتناک «کریستال ناخت» (به بخش پنجم مراجعه کنید)، بسیاری از یهودیان دریافتند که چاره ای جز ترک آلمان و صرفنظر کردن از زادگاه خود و خانه و کاشانه خویش ندارند. همزمان، فشار علیه یهودیان در کشورهائی که تحت سلطه یا نفوذ آلمان نازی درآمده بودند، شدت گرفت.
نه تنها یهودیان آلمان، بلکه بسیاری از یهودیان اتریش و چکسوسلواکی نیز درصدد جلای وطن برآمدند. ولی شوربختانه بسیاری از کشورهای جهان درهای خود را به روی این یهودیان آواره بسته و اجازه ورود به آنان نمی دادند- گوئی رهبران کشورهای آزاد جهان چشم ندارند و رنج یهودیان را مشاهده نمی کنند و از ارزشهای اخلاقی و این اصل انسانی که «بنی آدم اعضای یکدیگرند» بوئی نبرده اند.
یهودیان مأیوسانه در جستجوی کشور یا سرزمینی بودند که حاضر شود آنان را بپذیرد. هزاران نفر از یهودیان راهی شهر شانگهای در چین شدند. دولت بریتانیا نیز، که در آن سال ها قیمومت سرزمین اسرائیل را به عهده داشت، به حدود ده هزار کودک آواره یهودی اجازه داد به خاک اسرائیل مهاجرت کنند. پدر و مادر بسیاری از این کودکان در بازداشتگاههای مرگ آلمان هیتلری جان باختند، و آنها دیگر هرگز نتوانستند والدین خود را دوباره ببینند.
مسأله آوارگان یهودی آنقدر بحرانی شده بود که رئیس جمهوری آمریکا به شدت زیر فشار قرار گرفت تا سیاست مهاجرپذیری خود را تغییر دهد. پرزیدنت «روزولت» (Roosevelt) رئیس جمهوری وقت آمریکا برگزاری یک کنفرانس عالی را در شهر فرانسوی اویان ( Evianدر ساحل دریاچه ژنو) پیشنهاد کرد. این کنفرانس در ماه ژوئیه 1938 برگزار شد- ولی نمایندگان ارشد کشورهای شرکت کننده، در عین حال که ظاهرا" از نگون بختی یهودیان ابراز تأسف و تألم کردند، ادعا نموده گفتند: کشور آنها امکان پذیرش و جذب این آوارگان را ندارد. دولت استرالیا (که یک کشور مهاجرپذیر بود) ادعا کرد که در آن سرزمین مسأله ای به نام «برخوردهای نژادی» وجود ندارد و بنابراین آن کشور مایل نیست با اعطای اجازه ورود به یهودیان، چنین مسأله ای را به وجود آورد.
سرنوشت کشتی «سنت لوئیس» (Saint Louis) یکی از دردناک ترین رویدادهای پیش از جنگ جهانی دوم است که از قساوت قلب برخی رهبران جهان و سودجوئی و فرصت طلبی آنان و بی اعتنائی نسبت به سرنوشت یهودیان پرده برمیدارد:

کشتی سنت لوئیس , המפלגה הנאצית , הכחשת השואה , آلمان
نازی ,
آلمان، خاستگاه نژاد پرستاندر سال 1935 که هیتلر پایه های حکومت استبدادی خود در آلمان را مستحکم تصور میکرد، دستور تصویب یک قانون کلی را صادر کرد که به موجب آن نژادپرستی و یهود آزاری به صورت بخش جدائی ناپذیری از سیاست رسمی حکومت او درآمد.
این لایحه در سپتامبر 1935 برای تصویب به پارلمان آلمان تسلیم گردید و «قوانین نورنبرگ» (Nuerenberger Gezetze)نام گرفت. این لایحه که پیشتر در نشست کمیته مرکزی حزب نازی تائید شده بود، با اکثریت بزرگی در پارلمان به تصویب رسید. «قوانین نورنبرگ» در عین حال که اساسی ترین حقوق شهروندی و انسانی در حکومت آلمان هیتلری را زیرپا میگذاشت، بیشترین ضربه را بر یهودیان وارد میآورد – که به موجب آن، به شهروندان درجه دو تنزل کرده و مورد آزار و تبعیض رسمی قرار داشتند.
با اینهمه، بسیاری از یهودیان آلمان بر این باور نادرست بودند که زادگاهشان به آنها نیاز دارد و نمیتواند برای همیشه از خدمات علمی، پزشکی، اقتصادی، بازرگانی، فرهنگی و هنری آنان صرفنظر کند. آنها هنوز آلمان را دوست داشتند و خود را بخش جدائی ناپذیری از مردمان آن خاک می دانستند.
حقوقدانان و قضات آلمانی، برای تهیه «قوانین نورنبرگ» با حکومت هیتلر همکاری کردند و او را مورد پشتیبانی قرار دادند و پزشکان و دانشمندان آلمانی نیز برای تعیین ضوابط لازم به هدف اجرای این قوانین، به یک سلسله «پژوهشهای علمی!» پرداختند و موازین و اصولی برای شناخت و تفکیک نژادها و شیوه شناخت نژاد یهود وضع کردند و عملا" در جنایات آلمان هیتلری علیه یهودیان و علیه بشریت سهیم گردیدند.
یک کشیش آلمانی به نام «مارتین نی مولر» (Martin Niemoeller) در شعری نوشت:
آنها آمدند و کمونیستها را بردند- و من مخالفتی نکردم، چون کمونیست نبودم. آمدند و سوسیالیستیها را بردند- و من اعتراضی نکردم، زیرا سوسیالیست نبودم. آمدند و یهودیان را بردند- و من کلامی بر لب نیاوردم، چرا که یهودی نبودم. و آنگاه آمدند و مرا هم بردند- و کسی نمانده بود که زبان به مخالفت گشاید.

המפלגה הנאצית , הכחשת השואה , آلمان
نازی ,
آلبوم عکس های کارل هوئکر افسر SS آلمانیگاهی چند تا عکس به اندازه ی چندین جلد کتاب بزرگ با آدم حرف می زنند. عکس بالا یک نمونه ی تیتروار از مجموعه ای است که در طول سال آخر جنگ جهانی دوم گرفته شده. در یک پیک نیک دسته جمعی افسرانSS و دختران کارمند آلمانی. محل: جنوب لهستان: اردوگاه آشویتز با کوره های آدم سوزی معروف آن. مجله ی نیویورکر آلبوم عکسی از کارل هوئکر، آجودان فرمانده ی اردوگاه آشویتز منتشر کرده است. مجموعه ی 14 عکس که در سال آخر پیش از پایان جنگ گرفته شده و تازه در سال 2007 در اختیار موزه ی یادبود هولوکاست در آمریکا قرار گرفته است.
ویژگی آلبوم هوئکر این است که زندگی در آشویتز را نه از منظر درون قربانیان، که از درون زندگی گردانندگان اردوگاه و افسران و کارمندان آلمانی آن نشان می دهد. وقتی که عکس ها را نگاه می کردم به این فکر بودم که چطور یک ایدئولوژی هر چقدر عقب افتاده و بی اصل و پایه می تواند اینطور، انسان ها را آن هم به این صورت جمعی مسخ کند که بتوانند در کنار بزرگترین بربریت های تاریخ، شاد و سرخوش زندگی کنند. این ایدئولوژی های جدا کننده ی انسان ها "ما و آنها"، "خودی و غیر خودی" چه چیزی را در درون آدم ها بیدار می کنند که با "وجدانی" آسوده می تواند در کنار قربانیان اش زندگی کند.مجموعه ی کامل عکس ها (146 تا) حالا در سایت موزه ی یادبود هولوکاست که می توانیم آنها را بصورت اسلاید در این آدرس تماشا کنیم.

کوره های آدم سوزی , آلمان
نازی ,
نازی ,
نازی ها , کارل هوئکر , جنگ جهانی دوم , اردوگاه آشویتز , نیویورکر , اردوگاه ,
نازیهای جدیدکاریکاتور (فلش) از الجزیره

الجزیره , کاریکاتور ,
نازی ,
سرنوشت یهودیان اروپا و آفریقای شمالی ارتش آلمان نازی، با پیشروی پرشتاب و موفقیت های خیره کننده جنگی توانست بخش اعظم اروپا را طی مدت نسبتا کوتاهی به اشغال خود درآورد. از اول سپتامبر 1939 تا ماه ژوئن 1941، که ارتش آلمان به اتحاد شوروی حمله برد، نازیها توانستند چندین کشور اروپائی را تصرف کنند. آنها که پیش از جنگ، کشور اتریش و بخشی از چکوسلواکی را به خاک خود ضمیمه کردند، در ماههای پس از اشغال لهستان، به تدریج کشورهای نروژ، دانمارک، بلژیک، فرانسه، هلند، یوگوسلاوی و یونان را هم به اشغال خود درآوردند و به موازات آن بر سرنوشت اکثر یهودیان اروپا مسلط شدند.
کشورهای اسلواکی، مجارستان، رومانی و بلغارستان که ناظر پیشروی سریع و پیروزمندانه ارتش آلمان نازی بودند، داوطلبانه تقبل کردند فرمانبردار هیتلر باشند، و تحت نفوذ دولت آلمان درآیند.
در سراسر این سرزمین ها، آلمان نازی خود را حاکم مطلق برسرنوشت یهودیان می دانست. آلمان همه این سرزمین ها را «فضای حیاتی Lebensraum » خود اعلام کرده بود که یهودیان را در آنها جائی نبود.
در حالیکه کشورهای غرب اروپا، که به اشغال نازی ها درآمده بودند، هنوز از خود مختاری بسیار محدودی برخوردار بودند و گرایش های یهودستیزانه در آنها چندان قوی نبود، کشورهای اروپای شرقی آزادی خود را به کلی از دست داده بودند و باورهای یهودستیزی در آنها بسیار ریشه دار وقوی بود.
با اینهمه، در همه کشورها، قوانین ضد یهودی آلمان هیتلری به مرحله اجرا گذاشته شد و یهودیان، در هر کشوری که به تصرف ارتش نازی درآمد، همه آزادی های خود را از دست دادند، از مال و منال خود محروم شدند، اجازه کار و کسب از آنان سلب گردید و همه حقوق مدنی را از دست داده بودند و مرگ و نابودی بر سر آنان سایه افکنده بود.
سرنوشت دردناک یهودیان اروپا، گریبانگیر یهودیان کشورهای آفریقای شمالی نیز گردید. پس از آنکه نیمی از خاک فرانسه به تصرف ارتش آلمان درآمد و در نیمه ظاهر آزاد آن حکومت دست نشانده «ویشی» برپا گردید، و با توجه به آنکه سرزمین های تونس و مراکش و الجزایر هنوز تحت تسلط فرانسه قرار داشت، یهودیان کشورهای شمال آفریقا که شمار آنان به 5ر4 میلیون نفر می رسید با وضع بسیار دشوار و خطرناکی روبرو شدند.

המפלגה הנאצית , הכחשת השואה , آلمان
نازی ,
یهود ستیزی در نازیسم چند هفته پس از به قدرت رسیدن هیتلر، و به عبارت دقیق تر از 9 مارس 1933 ، یهودآزاری به شیوه منظم و ترتیب داده شده ، در سراسر آلمان آغاز گردید. کوتاه زمانی پس از آن، نخستین بازداشگاه حکومت هیتلری در مکانی به نام «داخاو» (Dachau) در حومه شهر مونیخ گشایش یافت. واحدهای اس.اس. بازداشت شدگان یهودی، کمونیستها، سوسیالیستها و لیبرالهای آلمان را که از دیدگاه هیتلر دشمنان «رایش سوم» محسوب می شدند روانه این مکان می ساخت.هدف هیتلر آن بود که از این طریق هر گونه مخالفت با حکومت خود را سرکوب کند و استبداد کامل برقرار سازد.
مردمسالاری در آلمان، پس از کوتاه زمانی به کلی از میان رفت و حکومت خودکامه ای برپا گردید که تک حزبی بود و هیچگونه مخالفتی را برنمی تابید. در دو سال اول پس از آن، هیتلر به تحکیم پایه های قدرت خود پرداخت و به تبلیغات گسترده ای دست زد تا مردم آلمان او را بعنوان نجات دهنده خود بپرستند و وضعی بوجود آورد که حزب نازی بر همه امور کشور مسلط شد و اطاعت بی چون و چرا از «فوهرر» (Fuehrer - رهبر) و مرام نازی به صورت اجباری درآمد.
هیتلر زندگی مردم و امور اجتماعی و سنت های جامعه آلمان را از نو شکل داد و ریاست و مدیریت همه ادارات دولتی و سازمانهای کشوری را بدست عوامل خود و پیروان مرام نازی سپرد و حتی قوه قضائیه آلمان را به تسلط خود درآورد. کلیسای مسیحی نیز که ظاهرا مرام آن دوری از هر گونه خشونت و خونریزی، و ترویج و تبلیغ مهر و دوستی بود، در برابر دیکتاتوری چون هیتلر سر تعظیم فرود آورد تا بتواند مقام خود را حفظ کند. با آنکه هیتلر در جریان به قدرت رسیدن و پس از آن، شمارزیادی از کشیشان مسیحی را نیز به زندان انداخته بود (زیرا آنان در برابر خشونت و خونریزی رژیم و آزار شهروندان، علیه حزب نازی زبان به اعتراض گشوده بودند)، پاپ اعظم کاتولیک های جهان، پاپ پی یازدهم (Pope Pius XI) با هیتلر پیمان برادری امضا کرد.
هنگام پیدایش هیتلر، شمار یهودیان در آلمان حدود 500 هزار نفر بود که کمتر از یک درصد کل جمعیت را تشکیل می دادند. یهودیان در آن هنگام احساسات میهن پرستانه بسیار قوی نسبت به آلمان داشتند و خود را بخشی از فرهنگ آن کشور و آئین و شئون زندگی آن می دانستند.
یهودیان در آن دوران، از چهره های برجسته علمی، هنری، فرهنگی و ادبی آلمان محسوب می شدند و خدمات برجسته ای به آن سرزمین کرده بودند- به عنوان مثال، 24 درصد از دانشمندان آلمانی که به دریافت جایزه نوبل نائل گردیدند یهودی بودند.
از آنجا که در برخی کشورهای جهان صدای اعتراض علیه یهودآزاری هیتلر بلند شد، حکومت نازیها چنین تبلیغ کرد که این اعتراض ها در واقع پیامد همان توطئه جهانی یهودیان است که در سراسر جهان نفوذ دارند. نازیها حاضر نبودند بپذیرند که دنیای امروز نمی تواند در برابر چنین رویدادهای پلید و ضد انسانی سکوت کند. به دنبال همین اعتراضهای جهانی بود که هیتلر دستور داد علیه یهودیان آلمان تحریم اقتصادی برقرار گردد.
هیتلر برای آنکه مردم آلمان را تهییج کند و پایه های قدرت خود را مستحکم تر سازد و بتواند اهالی آلمان را برای اجرای نقشه های شیطانی خود بسیج نماید، در آستانه اعلام تحریم اقتصادی، بر گستره تبلیغات ضد یهودی خود افزود تا افکار عمومی را کاملا آماده کرده باشد.

anti-semitism , یهود ستیزی , המפלגה הנאצית ,
نازیسم ,
قدرت یابی حکومت نازی در سالهای پس از جنگ جهانی اول، یهودستیزی در آلمان و اروپا بالا گرفت. تبلیغات ضد یهودی (همانگونه که پبشتر گفتیم) از قرنها پیش در اروپا سابقه داشت و ریشه عمیقی دوانده بود. بسیاری از اروپائیان، به ویژه مسیحیان متعصب، به یهودیان به صورت قاتل حضرت عیسی مسیح می نگریستند و آنان را گمراهانی تصور می کردند که بهیچوجه حاضر نیستند به دین فرزند یگانه پروردگار بپیوندند.
یهودیان را در کشورهای مسیحی مذهب تحقیر میکردند، اموالشان را به غارت می بردند، آنها رااز خانه و شهر و کشور خود اخراج میکردند، وصله جهودی به لباس آنها می آویختند و یهودیان را ناچار میساختند در محله های جداگانه زیست کنند و تماس با مسیحیان را بر آنها ممنوع می کردند.
تبلیغات ضد یهودی چنان ریشه دار شده و شدت گرفته بود که مسیحیان معتقد، یهودیان را فرزندان شیطان می خواندند و از جمله به دروغ ادعا میکردند که یهودیان کودکان خردسال مسیحی را می ربایند و آنها را بیرحمانه می کشند و خون آنها را در «مصا» (מצה Matzahنان فطیر که در ایام عید «پسح» פסח Passover خورده می شود) می ریزند.
در سالهای پس از جنگ جهانی اول، از آنجا که یهودیان در اثر آزادیهای نسبی بدست آمده، به مقام اقتصادی بهتری رسیده و وضع زندگی خود را بهبود بخشیده بودند، یهودستیزی که تا آن هنگام جنبه دینی و سنتی داشت و از باورهای تاریک و ضدانسانی قرون وسطی نشأت میگرفت، آبشخوار جدیدی یافت و آن پیشرفتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی یهودیان بود.
آنچه که وضع را وخیم تر ساخت، ترویج تئوریهای داروینیسم درباره منشاء انسان، و قوت گرفتن تئوری نژادی بود که به یهودستیزی پویائی بیشتری بخشید. در واقع، از دهه هفتاد قرن نوزدهم، واژه «آنتی سمیتیسم» Antisemitism برای تعریف اندیشه های یهودستیزانه رواج یافت که مفهوم آن «ضد نژآد سامی» یا «سامی ستیزی» است که یهودیان (همانند اعراب) از نژاد سامی هستند. ترویج این واژه نشان داد که نفرت مسیحیان اروپا از یهودیان، نه به خاطر دیدگاههای دینی و وفاداری آنان به باور یهود، بلکه به علت نژاد آنان است. واژه «آنتی سمیتیسم» نخستین بار در آلمان رواج یافت.

آلمان
نازی , המפלגה הנאצית , השואה ,
افزايش سايتهاي نژاد پرستانه براي جوانان آلماني افزايش شمار پايگاههاي اينترنتي داراي محتواي نژاد پرستانه در آلمان، نشانگر رشد نژاد پرستي در بين جوانان اين کشور نسبت به سالهاي پيش است

آلمانی , نژادپرستانه ,
نازی ها ,
خاطرات دوران آلمان نازی، جعلی از کار درآمدیشا دفونسکا نویسنده کتاب پر فروشی در مورد خاطرات کودکی در آلمان نازی اعتراف کرده که خاطرات او جعلی است.
با گرگ ها زنده می ماند تا کنون به هجده زبان ترجمه شده و یک فیلم نیز از روی آن ساخته شده است.
میشا دفونسکا در این کتاب می گوید که چطور از اردوگاه مرگ آلمان نازی گریخت و برای مدتی با گرگ ها زندگی کرد و یک سرباز آلمانی را برای دفاع از خود کشت.
میشا دفونسکا که بلژیکی است و 71 سال سن دارد، هم اکنون در ماساچوست آمریکا زندگی می کند. یک روزنامه بلژیکی برای اولین بار در مورد زندگی او تحقیق کرد و از حقیقت ماجرا با خبر شد.
خانم دفونسکا به دنبال تحقیقات این روزنامه اعلام کرد که یهودی نیست و کل داستان، ساختگی است.
او گفت که نام حقیقی اش، مونیک دی وائل است اما از چهار سالگی تصمیم گرفته تا این بخش از زندگی خود را به فراموشی بسپارد.
خانم دفونسکا افزود: "پدر و مادرم آن زمان بازداشت شدند و مرا نزد پدربزرگم بردند. به من لقب دختر یک خائن را داده بودند، چون به نظر، پدرم تحت شکنجه حرف هایی را زده بود. من تمام عمر، خودم را یک یهودی احساس کرده ام."
او گفت: "کتابم اگر چه داستانی بیش نیست، اما داستان من است، واقعیت ندارد اما واقعیت من است. من برخی اوقات نمی توانم میان واقعیت و دنیای داخلی خودم، تفاوتی قائل شوم."

آلمان
نازی , خاطرات , خائن ,
نازی عظیما، خبرنگار رادیو فردا، به یکسال حبس محکوم شد روز شنبه، ۱۱ اسفند، اعلام شد که دادگاهی در ايران نازی عظيما، گزارشگر راديو فردا را به اتهام تبليغ عليه نظام به يک سال حبس تعزيری محکوم کرده است.
شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب اسلامی تهران همکاری خانم عظيما با راديو فردا را مصداق اين اتهام تشخيص داده است....نازی عظيما سرانجام پس از بيش از هشت ماه توانست گذرنامه ايرانی خود را پس بگيرد و در پايان شهريور ماه ايران را ترک کند. اما خانه مادر او به عنوان وثيقه آزادی وی، گرو گذاشته شده است.... حالا اگر احيانا دادگاه بالاتر هم حکم دادگاه اوليه را در مورد خانم عظيما تاٌييد کرد، تکليف چيست؟
متاسفانه بايد گفت که در چنين فرضی که شما مطرح کرديد و اميدوارم که فقط يک فرض نشدنی باشد، اگر که رای ايشان در نهايت البته تاييد شد و حتی اگر که اعتراض هم کرديم و مثلا نظارت و پيگيری قوه قضائيه هم آن را رد کرد، در اينجا ديگر يعنی حکمی است که بايد اجرا شود. يا خانم عظيما بايد از خير آن وثيقه ای که گذاشته بگذرد و يا بايد بيايد و محکوميت خود را تحمل کند، و من باز هم عرض می کنم که چنين فرضی تحقق پيدا نکند.
نازی عظیما خبرنگار رادیو فردا زندان ,
مرگ از روی ترحماوتانازی (Euthanasia) به معنى اجازه مرگ از روی ترحم است. در بين پزشكان و دست اندر كاران امور بهداشتى جوامع و نيز علماى مذاهب گوناگون اختلاف نظرهاى زيادى براى قانونى كردن اين شيوه وجود دارد. در اين شيوه به بيمارانى كه از بيمارى لاعلاجى رنج ميبرند با رضايت خودشان كمك به پايان زندگيشان ميشود. به دو دسته اوتانازي را تقسيم ميكنند : مستقيم كه در آن با تزريق ماده مرگ آور به زندگى بيمار خاتمه داده ميشود ( اين شيوه در همه دنيا غير قانونى و اقدامى مجرمانه است) ، روش غير مستقيم كه در آن از اقدامات حمايتى براى زنده نگاهداشتن بيمار خوددارى ميشود . مثل قطع دياليز يا تنفس مصنوعى....

مرگ از روی ترحم , اوتا
نازی , مرگ , پزشکی , بیمار , بیماری لاعلاج ,
آیا هیتلر با علمای اسلامی روابط سِرّی و پنهانی داشته؟(عکس محرمانه) هیتلر و مفتی مصر!
و به عبارتی دیگر گفتگوی نازیسم و بنیادگرایی!!!!

هیتلر ,
نازیسم , بنیادگرایی ,
خواننده 104 ساله دوران نازیها، به صحنه بازگشتروز شنبه، دستههای معترض مردم در بیرون محوطه تئاتری که در آن یک خواننده 104 ساله که سابقه اجرای برنامه برای هیتلر داشته است، تجمع کردند. این خواننده یوهانس هیسترس Johannes Heesters نام دارد که برای نخستین بار در عرض 4 دهه گذشته برای اجرای برنامه به هلند آمده است.
در برابر دسته 50 نفری معترضان در بیرون تئاتر «دو فلینت» گروهی از نئونازیها هم به نشانه حمایت از هیسترس گرد آمده بودند که تعدادی از آنها که تخم مرغ به سوی جمعیت پرت کرده بودند، به وسیله پلیس دستگیر شدند.
نازی , هیتلر , موسیقی , داخائو ,
تجزیه طلبان مورد ادعای شما به همان دلیل از من حمایت می کنند که نئو نازی ها و خاخام های یهودی از احمدی نژاد اعلمي در پاسخ به سوال های متنوع کاربران یک سایت خبری: اگر اين ادعاهاي باز هم کهنه و تکراري و در عين حال جهت دار، مقرون به صحت باشد احتمالات زير متصوراست: احتمال اول - از آنجا که بنده هرگز جدايي طلب نبوده و نيستم و حداقل 35 سال سوابق روشنم در دفاع از تماميت ارضي و منافع ملي و يکپارچگي کشورم ايران بطور واضح حاکي از صحت اين ادعا است و بارها هم در نطق ها و مصاحبه هاي خود نسبت به هر گونه تفکرات تجزيه طلبانه اعلام انزجار کرده ام ، از اينرو شايد تجزيه طلبان در اثر نامهرباني ها و وجود تبعيض ها و اتخاذ برخي سياست هاي انحصار طلبانه، تمامت خواهانه و نا اميد شدن از هرگونه تحولي، نا گزير به گرايشات جدايي طلبانه روي آورده بودند، با ملاحظه روزنه اميدي دست يافته و به اين نتيجه رسيده اند که از طريق بعضي از شخصيت هاي ملي و مردمي، نهادها و مسير هاي قانوني هم مي توان به تامين مطالبات قانوني/ دست يافت ، از اينرو احتمالا در ايده و تفکرات خود تجديد نظر کرده اند . اگر اين احتمال درست باشد شما و دوستانتان بجاي ناراحتي بايد خوشحال شويد! / احتمال سوم – همچنانکه رئيس جمهور ايران عليرغم اختلاف نظر شديد در ايدئولوژي خود ، دست رهبران و روساي جمهور کمونيست و بي دين و احيانا ضد دين را مي فشارد و آنها را در آغوش کشيده و مي بوسد ،احتمالا به همان دلايل هم تجزيه طلبان مورد ادعاي شما به خود اجازه مي دهند که عليرغم اختلاف نظر شديد خود با من ، از برخي مواضع حق طلبانه ام حمايت نمايند که در صورت صحت اين احتمال هم شما بجاي ناراحتي بايد خوشحال و خرسند باشيد! چنانکه پيش از اين در نطق ها و مصاحبه هاي خود هم گفته ام بنده معتقدم که هولوکاست يک واقعيت تاريخي است ، ليکن از حيث تعداد کشته ها به چاشني اغراق صهيونيسم هم آميخته شده است / پرواضح است که مسلمانان کشورهاي عربي از اينکه مسئولان ايراني مکنونات قلبي آنان را بر زبان جاري سازند خرسند خواهند شد ، اما ترديد دارم آنها نيز مايلند باشند که سران کشورهاي خودشان چنين مواضع پر هزينه اي را عنوان و يا مولفه هاي مربوط به منافع ملي ما را بيان کرده و مخاطرات و هزينه هاي ناشي از آن را به کشور خودشان تحميل کنند؟ قهرا اگر سران کشورهاي عربي نيز چنين مواضعي را اتخاذ کنند ،ملت مسلما...

اعلمی , احمدی نژاد ,
نازی , خاخام ,
دیدار گروهی از ایرانیان از دو کارخانه آدم کشی آلمان هیتلری در کشور لهستاندرشصت و پنجمین سالگرد خیزش یهودیان گتوی ورشو علیه ارتش آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، یک گروه 25 نفره از ایرانیان مقیم آلمان با کمک بنیاد هاینریش بل از دو اردوگاه مرگ آشوویتس و بیرکناو در لهستان که در فاصله کمی از یکدیگر قرار دارند رفتند و تاج گلی نثار ستون یادبود قربانیان کردند. رادیو آلمان در بخش فارسی خود گزارشی از این دیدار پخش کرد که به مناسبت یادروز قربانیان هولوکاست آن را نقل می کنیم:

اسراییل , ایران , یهودیان , آلمان
نازی , هیتلر , کوره های آدم سوزی ,
بررسی فیلم " پیروزی اراده " ( محسن قادری )پیروزی اراده برجسته ترین فیلم تبلیغی سیاسی تاریخ سینما یکی ازساخته های ارزشمند لنی ریفنشتال،هنرمند و کارگردان بزرگ آلمانی است.این فیلم تصویرگر گردهمایی سال 1934 حزب نازی در نورمبرگ است. فیلم در بردارنده گزیده هایی از گفتار چند تن از سران حزب نازی در این گردهمایی و به ویژه گفتارهای آدولف هیتلر است که به تصاویراعضا پرشمار حزب برش می خورد. سفارش دهنده فیلم هیتلر بود و خود تهیه کننده اجرایی غیر رسمی آن به شمار می رود و نامش درعنوان بندی آغازین فیلم نمایان می شود.درونمایه بنیادی فیلم بازگشت آلمان همچون قدرتی بزرگ به رهبری هیتلر چون رهبر راستین آلمان است که ملت آلمان را افتخاری نو می بخشد. / . . .

پیروزی اراده , سینما , لنی ریفنشتال , حزب
نازی , هیتلر , آلمان ,
کلینتون از اوباما در مقابل سخنان جرج بوش که او را نازی خوانده بود دفاع کرد!خانم هیلاری کلینتون،رقیب باراک اوباما در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا،از رقیبش در مقابل جرج بوش دفاع کرد! جرج بوش اوباما را به نازی بودن متهم کرده بود!

هيلاری كلينتون , باراك اوباما , آمريكا , دموكراسی ,
نازی , دموكرات , انتخابات , اوباما , كلينتون ,