درگيري مردم با نيروي انتظامي در ميدان صادقيه تهران ؛ شعار مردم:مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر آخوندها
بدنبال اعتراضات عدهاي از مردم به طرح فاشیستی " امنيت اجتماعي" ، ماموران بی رحم و از خدا بی خبر نيروي انتظامي به ضرب وشتم معترضين پرداختند.
بنابر اخبار رسيده عصر امروز در ميدان صادقيه تهران، مقاومت يك دختر جوان در برابر دستگيري توسط مأموران گشت ارشاد به رفتار خشن مأموران و ضرب و شتم وي منجر شد. بدنبال اين برخورد نمردمی که شاهد این صحنه ناگوار و ضد انسانی بودند،به عملكرد نيروي انتظامي اعتراض كردند. اعتراض حاضران كه تعداد آنان چند صد تن گزارش شده به تجمع در اين محل و سر دادن شعارهايي عليه نيروي انتظامي و حاكميت منجر شد و شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر آخوندها هم از گوشه و کنار میدان به گوش میرسید و مردم هر چی در دل داشتند نثار سگان مزدور رژیم آخودی کردند.
پس از اين مأموران نیروی انتظامی حاضر در محل به همراه مزدوران اعزامي يگان ويژه به ضرب وشتم حاضران و دستگيري عدهاي از آنان پرداختند. بنابر گزارش رسيده دستكم 27 نفر توسط مأموران بازداشت شدهاند. از هويت دستگيرشدگان و محل نگهداري آنان اطلاعي در دست نيست.
مزدوران رژیم آخوندی با طرح فاشیستی" امنيت اجتماعي" كه دور سوم آن از ابتداي بهمن ماه آغاز شده، هزاران دختر و پسر را دستگیر کرده و مورد آزار قرار داده اند.

درگيري , مردم , نيروي انتظامي , ميدان صادقيه , تهران , شعار ,
مرگ بر دیکتاتور , آخوند ,
شعار مردم در ميدان صادقيه تهران:مرگ بر جمهوري اسلامي شورش در تهران

شورش در تهران ,
مرگ بر جمهوري اسلامي , ميدان صادقيه ,
قربانعلی از عروسک می ترسد! (نامبرده بك كودك ترسو نیست، دادستان كل يك كشور است)قربانعلی دری نجف آبادی دادستان کل ایران طی نامه ای رسمی به پرویز داودی معاون رئیس جمهور هشدار داد عروسک های باربی "خطرناک" هستند و باید جلوی آنها گرفته شود..........

ترس , وحشت , دنياي زير زميني , هراس , خطر
مرگ , عروسك خوناشام , سكس عروسكي ,
مرگ انديشه , دادستان ج.ا. , فيلم ترسناك , جمهوري اسلامي , عروسك آدمخوار , عروسك مهاجم , ب ,
آسیه امینی پاسخ میدهد: چرا از اعدام و سنگسار مینویسم"هر وقت به وبلاگتون سر می زنم،یه سوال همیشه ذهنم رو درگیر خودش می کنه. واقعا نمی تونم بفهمم یه شاعر، یه کسی که روحیات رومانتیکی داره - مقصودم از رمانتیک همون غلط مصطلحه- چطور می تونه یکی از بزرگترین دغدغه هاش اعدام باشه؟!
این نامه تورج عزیز به منه . در این یک سال و اندی گذشته، این ایراد رو خیلی از دوستان و خوانندگان وبلاگم به من گرفته ان.
اگر اینها رو می نویسم برای این که چاره دیگری جز نوشتن ندارم. وقتی شما قلم دستته و خبر جلوی چشمت، و وقتی به تو زنگ می زنن و دست از دنیا شسته، کمک می خوان چه جوری می شه ننوشت؟ امیدوارم این، یه جور تعریف کردن به نظر نیاد! من فقط دارم از ناگزیری چیزایی که می نویسم، حرف می زنم. و اینها هم بخشی از واقعیت زندگی من شده، چه کنم؟
سوم اینکه تورج عزیز، هفته گذشته زنی مهمان من بود که تقریبا همشهری (هم استانی) خودته. دو سال پیش، او هر شب " از وحشت مرگ از جگر بر می کشید فریاد"( ببخشید که یک "ی" اضافه کردم به می کشد) و حالا با خانواده اش میاد پیش من مهمونی، کلی می گردیم، پارک می ریم، خرید می کنیم و .... "زندگی می کنیم". او امروز آزاد و رهاست. دو سال پیش قرار بود به بدترین نوع ممکن اعدام بشه؛ سنگسار. البته اون این روزا مشکلات فراوانی داره. مثل همه ما، مگه ما نداریم!؟ ولی زنده است و داره سعی می کنه به زندگی برگرده. این اتفاق تو همین دو سالی افتاده که شما از این وبلاگ بوی مرگ استشمام می کنین!

آسیه امینی , اعدام , سنگسار , وبلاگ , زن ,
مرگ , آزادی ,
کسی جوابی برای این پرسشها دارد؟محمود من نمی دونم حرفمو چطوری شروع کنم که اون آتش فشانی که تو دورنمه رو درست بیرون بریزم،بحث ما بعد از دیدن فیلم سنتوری تو خونه علی پیش اومد و اونوقتی داغ شد که من گفتم جای ماها تو این مملکت نیست. محمود من این حرفو جدی می گم. / حمود جان، کدوم تئوریای می تونه ظلمی که برما از همین صدا و سیما میره رو بیان کنه؟ چرا من و تو و هزاران نفر مثل ما، ده دقیقه نتونن از این لامصبی که با میلیاردها تومن از پول مردم داره میچرخه، لذت ببرن؟ . . . / محمود تو خودت میدونی که من دیگه برام چیزی به اسم ایران تقدس خاصی نداره ولی به خدا دلم خون میشه هر وقت یاد کارای اینا می افتم. خدا پدر خلخالی رو بیامرزه که جلو چشم همه با بولدوزر رفت سراغ کوروش و تخت جمشید؛ از اون روز به بعد هر روز رفتن سراغ اونا منتهی نه جلوی چشم ها. اصلا چه لزومی داره در یه مملکتی که همه چیزش دولتیه برای نابودی چیزی کاری کرد؟ . . . / می تونی یه جایی رو نشون بدی که تمام هم و غم سیستم آموزشی دولتیش این باشه که هرچی راجع به عظمت و زیبایی تمدن اون مملکت باشه رو از توی کتاب های درسی بچهها حذف کنه یا ماجرا رو برعکس کنه؟ . . . / . . . / تو فکر کن من از شکم سیری حرف می زنم ولی محمود من متنفرم از جایی که نتونم با زنم یک ساعت برم یه جایی و تفریح کنم، متنفرم از مملکتی که تنها تفریح مجاز توش غذا خوردن باشه. تازه اونم به نکبت. . . . / . . .

پرسش , آزادی , زندگی ,
مرگ , تفریح , زشتی ,
ایران جای همجنسگراها نیستيك پسر همجنسگرای جوان ايراني در نوشتهاي كه به وبسایت سازمان همجنسگرایان ايران (آی آر کیو او) ارسال کرده میگوید: "در ايران جايي براي رشد گرايشاتي كه غیرعادی تصور ميشوند مثل همجنسگرایی وجود ندارد. من در ايران متولد و بزرگ شدم؛ كشوري كه مردم را به خاطر عشق به يكديگر ميكشند."
"دولت من، همجنسگراها را با این عنوان كه ما دشمن خدا هستيم ميكشد. رييسجمهور من، حتي وجود ما را به عنوان بشر رد ميكند؛ همانطور كه در سخنرانياش در دانشگاه كلمبيا اعلام كرد؛ هيچ همجنسگرایي در ايران وجود ندارد." / "اگر او ميتواند بگويد هيچ همجنسگرایي در ايران وجود ندارد به اين دليل است كه ما نميتوانيم خودمان را نشان دهیم و بايد پنهان شويم، چرا كه در صورت حضور در انظار، آنها ما را شلاق ميزنند، اعدام ميكنند و ميكشند."
او در نامهاش افزوده است: "آنها به ما ميگويند به دليل عشق به همجنس، با خدا درافتادهایم. من ميخواهم بدانم اگر واقعا اين موضوع درست است، پس چرا خداوند ما را به اين صورت خلق كرده است؟" / . . . / گناه من چیست؟اين مرد كه خودش را "الياس سپهر" معرفي كرده در اين نامه صمیمانه از سرگذشت خود پرده بر میدارد / . . .

مجنسگرا , ایران , عشق ,
مرگ ,
وبگردی با نقاب: چالش تازه کاربران اينترنتيکی از مهمترين نگرانی های کاربران اينترنت مسئله حريم شخصی و مقابله با سوءاستفاده از اطلاعات است.در بعضی نقاط جهان و خصوصا کشورهای غير دموکراتيک امکان شناسايی کاربران دردسرهای بزرگتری بوجود می آورد و گاه ممکن است به قيمت جان افراد تمام شود.

اينترنت , حريم شخصی , وبگردی ,
مرگ ,
این مردم را توحش تسخیر کرده !پریروز یک نفر بالای پل میدان پارک مشهد ایستاده بود و قصد خودکشی داشت. عده ی زیادی از مردم زیر پل موبایل به دست ایستاده بودند و مرد را تشویق می کردند که "خود را بینداز دیگر"! یکی از وسط جمعیت داد زد "بابا حوصله نداریم. یا بپر یا جمع کن کاسه کوزه ات را"! آخر دست و پایش را گرفتند و نگذاشتند که خود را بکشد، اما از بین جمعیت شنیدم که می گفتند "اه! این هم که سرکاری بود" "اه! اینم که نپرید" متنفرم از این مردم.

جامعه , نابودی ,
مرگ انسانیت , توحش ,
نوشتن شعارهايي علیه رژیم و شخص خامنه ای در دانشگاه فردوسي مشهداز مضامين اين ديوارنوشته ها آورده شده است((مرگ بر ولايت فقيه(دانشكده الهيات)،مرگ برديكتاتور اسلامي(دانشكده علوم تربيتي)،ديكتاتور اسلامي نابود بايد گردد(دانشكده علوم تربيتي)و…)).

دانشجو , مبارز , دیوار نویسی ,
مرگ بر , جمهوری اسلامی ,
خطر مرگ بابک دادبخش، زندانی سیاسی، را تهدید می کندزندانی سیاسی بابک دادبخش که ۴٣ روز است با لبانی دوخته در اعتصاب غذا به سر میبرد شب گذشته بعلت عارضه عفونت دستگاه گوارشی دچار تب و لرز و بیهوشی گردید . اما بهداری زندان بعلت نبودن کادر پزشکی در شب از پذیرش نامبرده خودداری نمود . و متاسفانه صبح امروز مورخ ٣/۱۲/٨۶ که نامبرده به بهداری زندان جهت رسیدگی منتقل گردید ، بهداری زندان اعلام نمود از پذیرش نامبرده تا زمان پایان دادن به اعتصاب غذایش خودداری خواهد نمود. و حتی از دادن ماده ضدعفونی کننده بتادین جهت ضدعفونی نمودن عفونت لبهای بریده شده وی خودداری نمودند.
بابک دادبخش جهت رسیدن به خواسته های قانونی و انسانی خود مبنی بر پایان دادن به تبعیدهای مکرر و انتقال به زندانهای مختلف بدون توجیح و توضیح قانونی (۲۱ بار انتقال تا کنون) و پایان دادن به ممنوعیت تلفن و ملاقات وی و استرداد جزوات و دستنوشته های ضبط شده خود دست به اعتصاب غذا زده است . شایان ذکر است وی از منجمله افرادی است که در تدوین کتاب لانه فساد از انتشارات این مجموعه همراهی داشته است و هم اکنون نیز جهت این موضوع تحت فشار میباشد.
وی ۴٣ روز است در اعتصاب غذا با دوختن لبانش به سر میبرد، هم اکنون نخهای استفاده شده جهت لب دوزی پس از ۴٣ روز لبانش را بریده است و به سلسله اعصاب وی آسیب رسانیده است، لبانش متورم گردیده است، روده های نامبرده عفونت نموده است و این عفونت در غالب تب و لرز خودنمایی میکند. ضربان قلب و نبض وی ناهماهنگ است و پزشکان بیم سکته مغزی وی را داده اند. نامبرده قادر به راه رفتن نمیباشد و بینایی خود را نیز تا حد زیادی از دست داده است...

زندانی سیاسی ,
مرگ , بابک دادبخش , لبان دوخته , اعتصاب غذا , نقض حقوق بشر ,
قطع برق باعث مرگ 7 نفر در بیمارستان شهدای تجریش تهران شد. (فایل صوتی بخشی از برنامه اخبار شبانگاهی سایت VOA روز گذشته)این بیماران که نیاز به عمل جراحی فوری، شوک الکترونیکی و احتمالا متصل به سیستم های الکتریکی حیات مصنوعی بوده اند، پس از قطع برق گسترده در سطح تهران و در هفته گذشته فوت شده اند اما خبر آن با سانسور شدید در مطبوعات روبرو شد.
متن این خبر برای ساعاتی روی سایت عصرایران قرار گرفت اما به سرعت از روی سایت حذف شد.
شخصا در این مورد و به شکلی که از جاده اعتدال خارج نشوم، نه هیچ چیز می توانم بگویم و نه می توانم بنویسم. بنابرین هرگونه غرغر، داد و فریاد، بغض و آه و اشک را درز می گیرم و صدا را کات کرده می سپارم به شما...
تا به آواز رپُرتر که در آن زندانیست....
غم بدبختی... من ("مان"؟) تازه شود!
گزارش پیام یزدیان خبرنگار VOA ///
انوشیروان کنگرلو: قطع ناگهانی برق در بیمارستان شهدای تهران باعث مرگ هفت نفر شده است. یک روزنامه نگار در تهران در گفتگو با همکارم پیام یزدیان گفته است....

قطع برق , بیمارستان شهدای تهران ,
مرگ هفت نفر ,
مرگ 7 نفر , بیمارستان ایرانی , برق کشور اتمی ,
فرزاد کمانگر معلم کــُــرد شکنجه و به مرگ محکوم شدسازمان ديدهبان حقوق بشرروز 27 فوریه اعلام کرد که قوه قضاييهی ايران بايد حکم اعدام معلم کــُــرد، فرزاد کمانگر را لغو کند. کمانگر در شماری از سازمانهای جامعه - مدنی فعال بوده است.
مقامات مسئول همچنین موظفند دربارهی اظهارات کمانگر مبنی بر اين که وی در حين بازداشت شکنجه شده است، تحقيق به عمل آورند و هر ماموری را که در اين آزار و اذيت فيزیکی شرکت داشته است مسئول بدانند.
بنا بر اظهارات وکيل کمانگر، اين دادگاه التزامهای قانونی ايران را که منوط به محاکمهی علنی اين قبيل پروندهها با حضور هيئت منصفه است را نقض کرده است. وی همچنين به سازمان ديدهبان حقوق بشر اظهار داشت که مقامات دادگاه درخواست ايشان برای متابعت از الزامات قانونی آيين دادرسی را به سخره گرفتهاند.

فرزاد کمانگر , معلم , کــُــرد , شکنجه ,
مرگ , محکوم ,
آقا دیگه نخند .....بگو حضور ما نشانه چیه !ندارد

صدا و سیما , طویله , مجریهای مکش
مرگما , ا...غ فرض کردن عوام ,
مرگ فعال با سابقه تبریزی در بازداشتگاه اطلاعات تبریز با شوک الکتریکی بوده استمرگ فرهاد محسنی نگارستان فعال با سابقه آذربایجانی که قبلا هم سابقه بازداشت و مصدومیت به خاطر شرکت در تظاهرات داشته، در یکی از بازداشتگاههای مخفی وزارت اطلاعات و به دنبال شکنجه مامورین امنیتی اتفاق افتاده است. به گفته یکی از اعضای خانواده او٬ فرهاد به احتمال بسیار زیاد بر اثر شوک الکتریکی که به خاطر گرفتن اعتراف به او وارد کرده اند٬ جان خود را از دست داده است.............
مرگ تبریزی بازداشتگاه اطلاعات تبریز شوک الکتریکی ,
عید ما و عزای ماهیهاایرانیها نوروز هر سال در حالی آغاز سال نو را جشن میگیرند که میلیونها ماهی قرمز را قربانی سفرههای هفتسین میکنند.

عید , نوروز , ماهی ,
مرگ , عذاب , نقض حقوق ماهی ها , انسانهای بی رحم , خودخواهی , امنیت جانی , خشونت , قتل ,
تایید مرگ 4 رهبر القاعده در پاكستانالقاعده با انتشار بيانيهاي اينترنتي، كشته شدن چهار تن از رهبران اين گروه تروريستي از جمله يك كارشناس تسليحات شيميايي و بيولوژيكي را كه آمريكا براي يافتنش جايزه تعيين كرده بود، تأييد نمود.
به گزارش ايسنا به نقل از «آسوشيتدپرس»، واشنگتن جايزه پنج ميليون دلاري براي «ابوخباب المصري» تعيين كرده بود. وي به آموزش تروريستها براي استفاده از سم و مواد منفجره متهم بود.
همچنين گفته ميشود وي بمبگذاران انتحاري را كه هفده ملوان آمريكايي را در سال 2000 در يمن كشتهاند، آموزش داده است. در اين بيانيه، به جزئيات چگونگي كشته شدن المصري و سه تن ديگر پرداخته نشده است.
تاريخ اين بيانيه سيام ژوييه است. همچنين مصطفي ابويزيد، رهبر بلندپايه القاعده در افغانستان نيز آن را امضا كرده است.
المصري، كارشناس تسليحات شيميايي و بيولوژيكي و نام اصلي وي مدحت مصري السيد عمر است.
گفتني است، وي به همراه سه تن ديگر در حمله موشكي روز دوشنبه هفته گذشته آمريكا به مناطق قبيلهاي پاكستان كشته شده است.
مقامات پاكستاني در آغاز گفته بودند كه سه شبهنظامي عرب و سه پسر پاكستاني در اين حمله كشته شدند.

القاعده , رهبر ,
مرگ ,
شریعتی را شاه کشت یا عزرائیل ؟ درگذشت دکتر علی شریعتی یکی از مرموزترین مرگ های آدم های معروف در جامعه ایرانی می باشد. خیلی ها اعتقاد دارند .شریعتی که ایدولوگ مخالفین حکومت وقت بوده , توسط عناصر حکومتی کشته شده است . و هنوز نام خیابان شهید دکتر علی شریعتی بر تارک یکی از خیابان های معروف تهارن می درخشد . اما خیلی از کسانی که در زمان دکتر در لندن( محل وفات ایشان) بودند اعتقاد دارند که وی کشته نشده بلکه به مرگ طبیعی مرده است . یکی از این افراد که اعتقاد به مرگ طبیعی دکتر دارد عبدالکریم سروش است . وی در زمان مرگ بر بالین دکتر حاضر بوده و جنازه شریعتی را از نزدیک دیده است . مجله شهروند امروز در شماره اخیر خودش با دکتر سروش پیرامون دکتر شریعتی گفتگو نموده است . قسمتی از این گفتگو پیرامون مرگ شریعتی را برای تنویر افکار عمومی در وبلاگم قرار دادم.
در جاي ديگر هم آوردهام و اكنون به اختصار ميگويم؛ صبح روزي كه ما به قصد ديدار شريعتي از لندن به مقصد ساوتهمپتن كه محل اقامت شريعتي در آنجا بود راه افتاديم، همراه آقاي ميناچي و يكي از ديگر دوستان بوديم. به ساوتهمپتن و به منزلي كه مرحوم شريعتي شب قبل در آنجا اقامت داشت رسيديم. دختركان مرحوم دكتر را ديديم كه سياه پوشيده بودند و مثل گنجشكان هراسيدهاي در كنار ديوار ايستاده بودند. صاحبخانه فردي به نام آقاي فكوهي بود كه به گمانم از اقوام همان جامعهشناسي است كه در ايران حضور دارد. همراه با آقاي فكوهي به بيمارستان رفتيم و من با آقاي ميناچي وارد سردخانه شدم و جسد مرحوم دكتر را در يكي از كشوهاي بسياري كه متوفيان را در آنها قرار ميدادند، ديدم. بسيار آرام خوابيده بود و نشان هيچ زخمي بر چهره يا بدن او نبود. موهاي بلندي داشت كه تا روي شانههايش ريخته بود. تا آن روز من هيچگاه شريعتي را در چنان هيبتي نديدم. بسيار آرام خوابيده بود. من خويشتنداري كردم اما آقاي ميناچي نتوانست و اشكهاي او جاري شد و به اتفاق از سردخانه بيرون آمديم و به لندن بازگشتيم. جسد مرحوم شريعتي را هم پس از كالبدشكافي به لندن آوردند. آقاي مجتهد شبستري كه امام جماعت مسجد هامبورگ بودند بيخبر از مرگ شريعتي به لندن آمده بودند. در آنجا مطلع شدند و بنا شد كه به اتفاق ايشان، جنازه مرحوم شريعتي را شستوشو كنيم. در يكي از مسجدهاي لندن جنازه دكتر را نهاده بودند كه من و آقاي شبستري به آنجا رفتيم؛ آقاي يزدي و قطبزاده هم آمدند و هر چهار نفر در شستن جسد همكاري كرديم و نهايتا جسد را كفنپوش كرديم و در تابوت نهادند و ما هم به جمع عزاداران در كانون توحي

شریعتی , سروش ,
مرگ مشکوک , تهمت ,
عروسی مشکوکه، ایشالا مبارکش باد (نبوی)در راستای اینکه در مراسم عزاداری حسینیه « رهپویان وصال» تعداد 202 نفر از هموطنان مان زخمی و 12 نفر از آنها کشته شدند، بدون اینکه هیچ توطئهای رخداده باشد و یا دست دشمن از آستین کسی درآمده باشد و عناصر منحط نفوذی کاری کرده باشند، همینطوری شوخی شوخی 200 نفر در یک عزاداری زخمی و 12 نفر کشته شدند، و با توجه به اینکه آقای «رحیم مشائی» رئیس سازمان میراث فرهنگی، حرکات موزون و گردشگری، گفته است که «باید شادی را هم مثل عزاداری مدیریت کنیم»، توافق با حضور هیات مذاکره مراسم خواستگاری عروس و داماد زیرنظر شورای امنیت ملی مدیریت میشود، در این مراسم عروس موظف است حداقل تا سهسال به خواستگار پاسخ منفی بدهد و بستهی پیشنهادی او را بررسی کند. داماد نیز تا قبل از اجماع باید موضع راست افراطی خود را حفظ کند تا بتواند پس از پیروزی کامل کلیه قلههای دشمن(تا قبل از ازدواج زن و شوهر دشمن قلمداد میشوند)، در دل او نفوذ کند. پس از سه سال، اگر از عروس و داماد چیزی باقیمانده باشد، مراسم ازدواج با شادی بسیار مدیریت میشود. عروسی شما را در میدان مین برگزار میکنیم؛ ماه عسل در حلبچه؛ پذیرایی با کیک زرد و شیرینی گلمحمدی؛ سوی دیار عاشقان رو به هوا می رویم...

طنز سیاسی , نبوی , گفتار نغز , رحیم مشایی , مراسم عزاداری , حسینیه , رهپویان وصال , انفجار ,
مرگ , عروسی , مدیریت , شادی ,
ایدهآلها دورغند. خوابند. خیالند. زندگی همین دو دوتا چهارتاست (محمد آقازاده)آه ایدآلها دورغند. خوابند. خیالند. زندگی همین دو دوتا چهارتاست. همین در کنار هم پیر شدن. عشق آیا ممکن است٬ نه. آیا عشق دو دوتا می کند. نه نمی کند. مایی که غرق خودیم چطور می توانیم عاشق شویم. چطور میتوانیم دل ببازیم. عشق هوس نیست. حوصلهام از یکنواختی زندگی سر رفته است حال عاشق بشوم. سرم که گرم شود فراموشش می کنم. عشق هایی که بدنبال کمال اند عشق نیستند. عشق ناخواسته است. دنبال دلیل نیست. دنبال زیبایی نیست. دنبال هیچ نیست جز معشوق. عاشق نه می تواند دوری معشوق را تحمل کند و نه وصالش را. عشق دیوانه می کند.
در جوانی فرصت دیوانگی نداشتم و در پنجاه سالگی این دیوانگی را تجربه کردن و در ذهن مزه مزه کردن بوی مرگ می دهد. عشق در سن و سال من بوی تلخی دارد. بوی حماقت شیرین.باید به آن نیاندیشم. باید بگریزم. اما زندگی را ما انتخاب نمی کنیم. زندگی ما را هر جا خواست می برد. مرا با خود آورده است در آستانه موهای سفید و در ذهن من در پرده سفید آرزوها خیلی وقت است که همه چیز به پایان رسیده است و این جمله نقش بسته است: پایان. من همین زندگی را می خواهم. به همین زندگی عادت کرده ام. همین ازدواج. همین زن. زنی زحمتکش و پایبند زندگی. دعوا می کنیم و بعد آشتی. زندگی همین است. برای من همین است. باور کرده ام همین است. اما ذهن من پر از ماجراست. پر از عاشقی. پر از ترس. می نویسم. مدام می نویسم تا خلاص شوم از این ذهن خسته و تن بدهم به همین که هست.

زندگي , روز
مرگي , عشق , عادت , بيست سالگي , حوصله , ديوانگي ,
جنین گرایی به جای جوان گرایی! تیم ملی سالهاست دق مرگمان می کند! یاد مایلی کهن به خیر که یک تیم ملی مذهبی تشکیل داده بود و اعضای تیم ملی را مجبور می کرد هم فوتبال بازی کنند و هم دعا و نیایش کنند. بعد از آن شش گلی که به کره ی جنوبی زدیم و بعد با مرگ به جام جهانی سال ۹۸ راه پیدا کردیم دیگر هیچ وقت آب خوش از گلومان پایین نرفت که نرفت. خسته شدیم از بس که جان به لب شدیم. به خدا زود بود علی دایی مربی تیم ملی شود. این حرف را حتی اگر قهرمان جهان هم بشویم باز هم می زنم. دایی هنوز آنقدر پخته نیست که بتواند اغراض شخصی اش را کنار بگذارد و مهدوی کیا و هاشمیان را به تیم دعوت کند. به خدا اگر علی کریمی هم آن همه مصاحبه نمی کرد و از علی دایی تعریف نمی کرد شک نکنید که او هم رفته بود کنار مهدوی کیا و هاشمیان. حالا هم که یک مساوی یا باخت کارمان را یکسره می کند و باید از جام جهانی آینده خداحافظی کنیم. آنوقت آقای رییس جمهور که بذرپاش ۲۸ ساله را کرده مدیر عامل سایپا و بذرپاش هم علی دایی را از طریق سایپا به تیم ملی فرستاده بیایند جواب بدهند که نتیجه ی این جوانگرایی که چه عرض کنم ! نتیجه ی این جنین گرایی چرا اینطور شد. مسولان محترم ما فکر می کنند که وقتی بحث جوانگرایی پیش می آید یعنی اینکه هر چه مدیران سن کمتری داشته باشند آنها در این پروژه ی جوانگرایی موفق تر عمل کرده اند و آنقدر افراط می کنند که به جنین گرایی می رسند. والا به خدا در سطح مدیریت کلان به ۵۰ ساله ها هم می گویند جوان!

تیم ملی , فوتبال , مایلی کهن , جوان گرایی , علی دایی , بی تجربگی , احمدی نژادی , بذر پاش , جنین گرایی , دق
مرگ , کینه ,
قتل هشت نفر در حمله به مدرسه دینی در بیت المقدسمقام های اسرائیلی می گویند هشت نفر توسط یک مرد مسلح فلسطینی که به یک مدرسه علوم دینی یهودیان در غرب بیت المقدس رخنه کرده بود کشته شده اند. در این حمله 9 نفر زخمی شده اند.
شاهدان عینی می گویند که مرد مسلح وارد سالن شلوغی در مدرسه علوم دینی "مِرکاز هاراو" در ناحیه کریان موشه در بیت المقدس شد و شروع به تیراندازی کرد.

مدرسه دینی
مرگ ,
مرگ، تجربه آسانی نیستدر ته راهرو اتاقی هست که هم زندانی و هم زندانبان، به آن اتاق اعدامیها میگویند. همان در کلفت و کرمی و چوبی همه اتاقها را دارد، اما به نظر میرسد که خاموشی پرنحوست و شومی آن را فرا گرفته است.
چراغ ساده شیشهای، سالم و سفید و صاف و گیجکننده، از سقف آویخته است، چراغی که دریده و پرآرامش و دردآور، نور میدهد. اگر این چراغ شیری بود و ساده شیشهای نبود، فرق میکرد! حتماً فرق میکرد! پیجامه آبیرنگی به میخی آویزان است که هرکه به «دادگاه» میرود.
باید آن را، چه بلند، چه کوتاه، بپوشد. توی پستو پیجامه «دادگاه» را دیدیم. ساک مسعود نبود. من با سر به گوشهام در ته سلول خزیدم مثل چیز، مثل غیرانسان.
پیراهن پیجامه آبیرنگ دادگاه هنوز به میخ آویزان است ولی شلوارش روی زمین افتاده است. حتماً مسعود را آوردهاند و با پیجامه خودش بردهاند.
هوشنگ با آهستگی بیسابقه حرکات خم میشود و شلوار را برمیدارد و به خودش فشار میدهد و آن را به میخ، روی پیراهن آویزان میکند و بعد کج میرود به زاویه کنار کولر و دست را به دیوار میزند و سرش روی دستش میافتد.
نصرالله با رنگی تاسیده به لباس و دیوار نگاه میکند. منوچهر از سوراخ کلید بیرون را میپاید. ایرج که نزدیک او ایستاده است، میرود توی پستو.
مرگ، تجربه آسان ,
مرگ یک فعال دیگر کرد در زندان بنابر گزارشها، کاوه عزیزپور، فعال کرد در ایران بر اثر سکته مغزی در زندان درگذشته است.
کاوه عزیزپور به جرم عضویت در یکی از احزاب مخالف جمهوری اسلامی در حال گذراندن دوره محکومیت حبس سه ساله اش در زندان مهاباد در استان آذربایجان غربی بوده که در پاییز سال گذشته دچار بیماری و سپس سکته مغزی می شود و به بهداری زندان انتقال می یابد.
به دنبال وخامت وضع جسمی، آقای عزیزپور در دهم آذر (اول دسامبر) سال گذشته در بیمارستانی در ارومیه تحت عمل جراحی مغز گرفت اما در وضعیت او بهبودی حاصل نشد، وی به زندان ارومیه انتقال یافت و یک بار دیگر نیز در بیمارستانی در این شهر تحت عمل جراحی مغز گرفت اما سرانجام در بامداد جمعه شانزدهم مه (27 اردیبهشت) پس از آنکه حدود بیست روز را به حال اغما گذراند، در زندان درگذشت.
کاوه عزیز پور که هنگام مرگ ۲۵ سال داشت در بهمن 1384 پیش همراه با برادرش کیوان و شماری دیگر در روستای دریاز (دریاس) در شهرستان کردنشین مهاباد به دست مأموران اداره اطلاعات این شهرستان دستگیرشد. وی به اتهام ارتباط با احزاب کرد مخالف جمهوری اسلامی در دادگاه انقلاب محاکمه و به سه سال زندان محکوم شد.
درباره مرگ کاوه عزیزپور، از برادر او اسعد نقل شده که پس از عمل جراحی، پزشک معالج او اخطار داده بود که بیمار باید پس از عمل دو ماه در استراحت مطلق به سر ببرد اما مأموران اطلاعاتی بی اعتنا به توصیه پزشک، 48 ساعت پس از عمل کاوه را به زندان بازگردانده اند.

کاوه عزیز پور , فعال سیاسی , کرد , وزارت اطلاعات , شکنجه ,
مرگ , نقض حقوق بشر ,
22 دانشجو در در محور انديمشک - خرم آباد در جریان تصادف اتوبوس زنده در آتش سوختند
در يک حادثه رانندگی که در محور انديمشک - خرم آباد بوقوع پيوست يک دستگاه اتوبوس حامل دانشجويان آتش گرفت و ۲۲ دانشجو زنده در آتش سوختند.
بر اساس گزارش منابع خبری ايران، اين تصادف در ۳۵ کيلومتری محور انديمشک در استان خوزستان و خرم آباد در لرستان و بين دو دستگاه اتوبوس کاروان راهيان نور از دانشگاه خيام مشهد و يک تانکر حامل سوخت بوقوع پيوست که به گفته پليس راه ايران، در جريان ۲۲ نفر کشته و هفت نفر نيز مجروح شدند.
کاروان راهيان نور در ايران به سفرهايی اطلاق می شود که نهادهای وابسته به بسيج سپاه پاسداران در ادارات و دانشگاه ها، کارمندان و دانشجويان را برای بازديد از مناطق جنگی در غرب و جنوب غربی ايران به استان های مرزی ايران با عراق اعزام می کنند.
رييس مرکز کنترل ترافيک پليس راه کشور زمان وقوع اين تصادف را ۲۲ و ۳۵ دقيقه شنبه شب اعلام کرد و گفت: تخطی راننده تانکر سوخت از سرعت مطمئنه و همچنين خستگی و خواب آلودگی، باعث انحراف به چپ اين وسيله نقليه شده و در برخورد با اتوبوس دچار آتش سوزی می شود.
حسين عليشاهی گفته است: «۳۰ دقيقه بعد از حادثه خودرو آتش نشانی به محل می رسد که به دليل گستردگی آتش سوزی موفق به نجات مسافران نمی شود.»

ایران , دانشجو , اتوبوس , آتش سوزی , تصادف ,
مرگ ,
درباره فیلم «شاهد مرگ» آخرين اثر كوئنتين تارانتينودر مورد آثار کوئنتین تارانتینو میتوان مشخصههایی را برشمرد که بسیاری تماشاگران بهعنوان خرده از سینمای این کارگردان میگیرند؛ داستانهایی که تعریف میکند چندان ارزشمند نیستند، خشونت بیش از حد و کاریکاتورگونهی سینمای او بیمنطق و بیدلیل است، بسیاری از سکانس ها را از فیلمهای دیگر میدزدد ویا دیالوگهایش اغلب بیمعنی و تا حدی مهمل است. بله، تارانتینو سینماگر فرهیختهای نیست اما در فستیوال کن در مقابل «قرمز» ساختهی «کریشتف کیشلوفسکی» قرار گرفت. فیلمی زادهی اروپای ایدئولوگ، به شدت تفسیرپذیر و سرشار از مضامین غایی چون تقدیر،هویت انسان و هنر. اما آنچه «داستان عامه پسند» داشت طبهکارهایی خردهپا، مشتی دیالوگ بیسروته و خشونتی اغراق شده با روایتی نامنظم بود. پس با وجود ارزشهای غیرقابل انکار فیلم کیشلوفسکی، موفقیت تارانتینو میتوانست به این دلیل باشد که درواقع نوید جریان جدید، تازه نفس و کاملا متفاوتی را در سینما میداد که آنقدربا اروپا فاصله داشت تا در «شاهد مرگ» یکی از دختران از یافتن حتی یک مجله ایتالیایی در نقطهی دورافتاده در تگزاس اظهار تعجب کند. حال نکته اینجاست که جریان سازی تارانتینو با چه ساز و کاری انجام میگیرد؟ علاقهی او به قصههای عامهپسند چه نتیجهای دربر دارد؟ خشونتی که جوهرهی سینمای تارانتینو است چه کارکردی میتواند داشته باشد؟ اگر فیلمساز هموطنش «مارتین اسکورسیزی» اعمال خشن شخصیتها را وسیلهای برای بررسی نقش خشونت در جامعهی امریکا قرار میدهد و ما را وادار به قضاوت میکند، در مورد تارانتینو چرا بهنظر میرسد که فقط شکلی کاریکاتورگونه و نمایشی دارد؟ من در ادامه سعی میکنم که صرفن برخی از این دلایل را با بررسی آخرین اثرش ردیابی کنم.ا

شاهد
مرگ , کوئنتین تارانتینو , کریشتف کیشلووسکی , مارتین اسکورسیزی , خشونت , کاریکاتور , فانتزی , داستا عامه پسند ,
ارژنگ داوودی در آستانه مرگ قرار داردبنابه گزارشات رسیده از بند 6 زندان گوهردشت کرج، وضعیت جسمی ارژنگ داوودی از ظهر امروز به وخامت شدید گراییده است. طی تماسی که با خانواده او از زندان گرفته شده یکی از همبندان او با تاثر و گریه به همسر آقای داوودی اطلاع داده است که وضعیت جسمی ایشان وخیم می باشد .
خانواده آقای داوودی در شرایط بسیار بدی بسر می برند و تماس امروز از زندان حاکی از احتمال روی دادن حادثه ناگواری است. آنها چندین روز است که از داشتن هر گونه ملاقات با ایشان محروم می باشند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
24 خرداد 1378 برابر با 13 ژون 2008
موارد فوق به سازمانهای زیر گزارش شده:
کمیسیر حقوق بشر سازمان ملل
-شورای حقوق بشر سازمان ملل
- سازمان عفو بین المل
-بخش حقوق بشر اتحادیه اروپا
- دیدبان حقوق بشر

ارژنگ داوودی ,
مرگ ,
عباس کاتوزیان نقاش ایرانی درگذشت عباس کاتوزیان در سال ۱۳۰۲ در تهران متولد شد و چنانکه خود می گفت: "تا آنجا که یاد دارم نقاشی کردم و نقاش بودم. همیشه در تار و پود طراحی تلاش کردم و غرق در رنگ ها بوده ام."

نقاشی ,
مرگ , عباس کاتوزیان ,
مرگ، مجازات روی گرداندن از اسلام در ایراندر ايران اخيرا لايحه مجازات عمومی برای تصويب به مجلس رفته است و در اين لايحه ماده ای مستقل به ارتداد و مچازات مرتد اختصاص يافته است. بر اساس اين ماده، هر مسلمان زاده ای که به دين ديگری روی آورد، با مجازات مرگ رو به رو خواهد شد.
اين ماده نگرانی شديدی را در ميان اقليت های مذهبی ايران و مدافعان حقوق بشر برانگيخته است.
اختصاص يک ماده مستقل به ارتداد و مجازات مرتد، بار ديگر يکی از حساس ترين مسائل فقهی، حقوقی، سياسی و فرهنگی ايران گذشته و حال را به موضوع روز بدل کرده و اين پرسش را مطرح می کند که چه ضرورتی جمهوری اسلامی را وادار کرده تا مجازات مرگ را برای مسلمان زادگانی که از اسلام برميگردند، قانونی کند.
مرگ , ارتداد , اعدام , اسلام ,
گزارش چند مورد مرگ پس از مصرف بوتوکس بوتوکس و مایوبلوک که داروهایی هستند که از سم بوتولیسم تهیه می شوند و امروزه به میزان زیادی به عنوان داروی برطرف کننده چین و چروک شناخته و مصرف میشوند در موارد نادری باعث شده که اثر این سم فراتر از محل تزریق ظاهر شده و باعث فلج عضلات تنفسی و مرگ شود . موارد مرگی که تا کنون گزارش شده بیشتر در مواردی بوده که بوتوکس در بچه هایی که دچار انقباضات عضلانی بوده اند استفاده شده . در هر حال به نظر میرسد که مصرف کنندگان باید از این خطر احتمالی دارو آگاه باشند گرچه بندرت روی مید هد

بوتولیسم , بوتوکس , مایوبلوک , فلج , چین و چروک , پزشکی ,
مرگ و میر ,
داستان كوتاه «مرگ در ميزند» از وودي آلن نمايش در اتاق خواب خانهي دو طبقه نات اكرمن رخ ميدهد كه جايي در كيوگارد نز واقع است. كف اتاق كيپ تا كيپ با قالي فرش شده است . يك تختخواب دو نفره ي بزرگ و يك ميز توالت بزرگ. اتاق اسباب و اثاثه و پرده مفصل دارد، و روي ديوارها چند تابلوي نقاشي و يك دماسنج زشت آويزان است. به هنگام بالارفتن پرده، موسيقي ملايمي به گوش ميرسد.
نات اكرمن، توليدكنندهي لباس، پنجاه وهفت ساله، طاس وشكم گنده، روي تخت دراز كشيده و روزنامهي ديلينيوز فردا را دارد تمام ميكند. لباس حمام به تن و دم پايي به پا دارد، و در پرتو چراغي كه روي ميز سفيد كنار تخت است، مطالعه ميكند.
زمان نزديك نيمه شب است .
ناگهان صدايي ميشنويم، و نات روي تخت به حال نشسته در ميآيد و به پنجره نگاه ميكند.
نات : اين ديگه چي یه؟
) شبح تيره ي شنل پوشي ناشيانه ميكوشد از پنجره بالا بيايد. اين جناب مزاحم باشلق و لباس چسبان سياهرنگي پوشيده است. باشلق سرش را پوشانده است، اما چهرهي ميانسال و سفيد سفيدش را ميبينيم. به ظاهر چيزي است شبيه نات. با صداي بلند نفس نفس ميزند و لبهي پنجره ميلغزد و داخل اتاق بر زمين ميافتد.
مرگ : (چون كس ديگري نميتواند باشد!) يا عيسي مسيح ، كم مونده بود گردنم بشكنه.
نات : مات و مبهوت نگاه ميكند . شما كي هستي؟
مرگ : مرگ.
نات : كي؟
مرگ : ببينم ـ ميشه بشينم؟ كم مونده بود گردنم بشكنه. مثل برگ دارم ميلرزم .
نات : شما كي هستي؟
مرگ : عرض كردم كه مرگ. ببينم، يه ليوان آب پيدا ميشه؟
نات : مرگ؟ منظورت چي یه، مرگ؟
مرگ : تو چه ت ئه؟ مگه لباس سياه و صورت سفيدم رو نميبيني؟
نات : چرا.
مرگ : ببينم امشب شب جشن قديسي ـ چيزي يه؟
نات : نه .
مرگ : پس من مرگ ام ديگه. حالا ميشه يه ليوان آب ـ يا آب معدني ئي ـ چيزي ـ بهم بدي؟
نات : اين يه جور شوخي يه...؟
مرگ : شوخي چي يه؟ مگه پنجاه وهفت سالت نيست؟ مگه تو نات اكرمن نيستي؟ شمارهي 118، خيابون پاسيفيك؟ مگه اين كه گم كرده باشم ـ احضارنامه رو كجا گذاشتم؟

وودي آلن , داستان ,
مرگ در ميزند , هوشنگ حسامي , نات اكر , نمايش ,
نبض زندگی !سرگشته در گورستانی متروک ...

گورستان , دختر , زندگی ,
مرگ ,
مگه مرگ من چه اهمیتی داره؟ مگه مرگ تو چه اهمیتی داره؟...توی راه تا بهاران رو برسونم، هر جفتمون بی صدا و آروم تو عوالم خودمون بودیم. حرف زدن گاهی اوقات سخت ترین کاره.... و چقدر خوبه که کسی تو همچین مواقعی انتظار حرف زدن ازت نداشته باشه. تماس دستها چقدر میتونه آرامش بخش باشه.
***
بهاران پیاده میشه. ازش خداحافظی میکنم و سوار ماشین میشم. صدای رادیوی کوفتی بلنده. حوصله ندارم حتی از راننده بخوام کمش کنه. کارشناس ورزشی داره راجع به آخرین خریدهای تیم های قرمز و آبی حرف میزنه و نگاه من میخ میشه به آدمایی که اون وقتِ شب تو پارکها و فضاهای سبز نشستند به تفریح و چایی خوردن و قلیون کشیدن. انگار نه انگار رفیقمون واسه همیشه رفته. چقدر خوبه که زندگی هنوز جریان داره؛ گیرم یکی که خیلی دوستش داشتم دیگه نیست.
راننده از آینه نگاهم میکنه. دستم جلو دهنمه. هر چی بیشتر میگذره، کمتر نبودنش رو باور میکنم. چشمام پر از اشکه. راننده ازم میپرسه چیزی شده؟ سرم رو به راست و چپ تکون میدم. حوصله ندارم براش توضیح بدم. اصرار میکنه: "کسی خدای نکرده چیزیش شده آقا؟"
چشمهام رو میبندم و بهش میگم: "آره... یکی از دوستام.... یکی از دوستامون امروز مرد."
صدای رادیو رو کم میکنه و آروم میگه: "خدا بیامرزدش.... چند سالش بود؟"
بهش میگم: "چهل و خورده ای...."
میپرسه: "اسمش چی بود؟"
جواب میدم؛
هامون.... حمید هامون.

خسرو شکیبایی , هامون ,
مرگ ,
مرگ فعال ناپدید شده آذربایجان در بازداشتگاه وزارت اطلاعات تبریز بر اساس گزارشات رسیده از تبریز فرهاد محسنی نگارستان، فعال سیاسی آذربایجانی در بازداشتگاه و زارت اطلاعات تبریز درگذشته است. مقامات امنيتی جنازه او را، امروز به پزشکی قانونی تحویل دادند.
فرهاد محسنی، فرزند رحیم، ۲۵ ساله و از فعالین هویت طلب تبریزی، در جریان اعتراضات ۱خرداد امسال توسط نیروهای وزارت اطلاعات در پارک ائل گؤلو(شاه گؤلو) تبریز بازداشت و در مکان نامعلومی نگهداری می شد.
پیشتر بستگان فرهاد محسنی، اعلام داشته بودند که تمامی تلاشهای آنها برای پیدا کردن محل نگهداری و وضعیت او بی نتیجه بوده است.
مقامات امنيتی همچنين خانواده این فعال آذربایجانی را تهديد کرده بودند که در صورت پيگيری وضعيت فرزندشان و رسانه ای شدن موضوع، با آنان برخورد خواهند کرد.
لازم به ذکر است، این فعال هویت طلب آذربایجانی هنگام شرکت در تظاهرات یکم خرداد ۸۵ تبریز متعاقب سلسله اعتراضات مردم آذربايجان در خرداد ماه 85، توسط گلوله های مأمورین زخمی و بعد دستگير شده بود. او در جریان محاکمه غیر علنی و بدون حق داشتن وکیل به حبس طولانی مدت محکوم شده بود.

آذربایجان ,
مرگ , فعال آذربایجانی , بازداشتگاه , وزارت اطلاعات , تبریز , تظاهرات ,
آپارتمان های افقی ؛ متری ده میلیون تومان!اگرچه اصل كيفر آن جهان است../..و سختي هاي دنيا امتحان است../..ولي وقتي كه مي ميرد عزيزي../..فشار قبر آن بر زندگان است! ...×××
آمارهای رسمی می گویند که قیمت قبر در بهشت زهرا بسته به نوع قبر و قطعه آن متفاوت است ، به طوری که بهشت زهرا هم درست مثل خود تهران ، خانه ها و محله های شمال شهری و جنوب شهری دارد....می گویم : فقط مظنه را می خواهم بدانم. می خندد و ادامه می دهد: «بستگی دارد کجا بخواهی بخوابی و چقدر پول داشته باشی ؛ جای پرت حاشیه نشین یا جای خوب و باصفا. از ۱۲۰هزار تومان تا ۱۰ میلیون تومان !»......وقتی از مدیرعامل سازمان بهشت زهرا دلیل این همه تفاوت در قیمت قبور در قطعات مختلف را جویا می شویم ، وی با اشاره به این که بهشت زهرا هیچ ردیف بودجه ای ندارد بنابراین چاره ای هم ندارد جز این که بخشی از هزینه های موجود را از این راه تامین کند، وی معتقد است : در حال حاضر گویا نوع قبر و قیمت آن تبدیل به یکی از دغدغه های مهم برخی از مردم شده است و همان گونه که برای دختران و پسران در آستانه ازدواج خانه و خودروی شخصی مهم است ، برای خانواده متوفی یا خود او نوع قبر هم بااهمیت شده است که نمونه آن را می توان در تاکید برخی از خانواده ها برای دفن متوفی شان در صحن اماکن متبرکه که قیمت قبور در آنها بسیار بالاست ، دید.
پس چاره ای نداریم جز این که هزینه واگذاری قبور رایگان به خانواده های نیازمند را به طریق دیگر از فروش قبور در قطعات قدیمی تامین کنیم.
این در حالی است که فقط ۲۰درصد خانواده متوفیان متقاضی خرید قبرهای قطعات قدیمی که قیمت آنها از یک تا ۱۰میلیون تومان متغیر است ، هستند
مرگ , قبر ,
فریدون آدمیت درگذشتفریدون آدمیت، مورخ و پژوهشگر برجسته ایرانی در سن 87 سالگی در تهران درگذشت.
فریدون آدمیت بر اثر شدت یافتن بیماری گوارشی و تنفسی که مدتها به آن ابتلا داشت از چند هفته پیش در بیمارستان تهران کلینیک بستری بود و بعدازظهر امروز (دهم فروردین) در همین بیمارستان درگذشت.
فریدون آدمیت عمدتاً به دلیل پژوهش روی تاریخ دوران نوگرایی و عصر مشروطیت در ایران شهرت دارد که مهمترین آثار او در این زمینه عبارتند از: فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت،اندیشه های میرزا آقاخان کرمانی،اندیشه های میرزا فتحعلی آخوندزاده،اندیشه های طالبوف تبریزی،اندیشه ترقی و حکومت قانون، فکر دموکراسی اجتماعی در نهضت مشروطیت ایران،ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران و امیرکبیر و ایران.
پدر فريدون آدميت، میرزا عباسقلی خان قزوينی، از مریدان میرزا ملکم خان ناظم الدوله، از پیشاهنگان تجدد و نوگرایی در ایران بود.

فریدون آدمیت , مورخ , پژوهشگر , تهران ,
مرگ ,
و اگر مرگ نبود !میگویند اسکندر و لشکرش به همراه خضر، با سختی بسیار از ظلمات گذشتند تا به آب حیات برسند خضر زودتر به آب حیات رسید و از آن نوشید و به این خاطر هنوز زنده است اما اسکندر پیش از رسیدن به آن با تعدادی پیرمرد سالخورده روبرو شد که پیری آنها را در هم شکسته بود و در وضع رقتباری به سر می بردند از آنها پرسید چرا به این حال و روز افتادهاند آنها جواب دادند که از آب حیات نوشیدهاند و حالا آرزوی مرگ میکنند تا از این وضع خلاص شوند اما نمیمیرند. اسکندر با دیدن آنها از قصدش منصرف میشود و عطای آب حیات را به لقایش میبخشد. این داستان در برابر این باور قرار میگیرد که اصل مرگ چیز بدی است البته منظور از مرگ در اینجا مرگ خود ماست و نه مرگ دیگران. شما چه فکر میکنید آیا مرگ بد است؟ ... .. .
مرگ , علي شريعتي ,
هدايت و فرهاد پرلاشز اصیل ترین قبرستان دنیا هست و به نظر من آرامش بخش ترین آنها ، چونکه در آنجا کمتر کسی بحال عزیزش گریه میکند و چونکه هر لحظه در لابلای درختان نامهایی را پیدا میکنید که برایتان آشنا و خاطره انگیز است اگر به پیرزن دم درب که نقشه راهنما میدهد بگویید صادق هدایت بلافاصله روی نقشه به قطعه ۸۵ اشاره میکند و به هرم نامنظم صادق هدایت میرسید.شایعه ای شنیده اید که فرهاد هم در پرلاشز هست ولی هرچه می پرسید کسی نمیداند که کجاست کمی براساس تاریخ فوت میگردید باز هم نامهای آشنا ولی فرهاد مهراد را پیدا نمیکنید چون دولت فرانسه فرهاد را بعنوان یکی از مشاهیر شناخته شده نمی شناخت و در نتیجه فرهاد به گورستان تیه رفت ، جایی که حتی در اینجا هم توضیحی برایش نداده اند هر دو به نوعی مغضوب حکومت زمانه خودشان بودند ولی چرا باید هدایت در سال ۱۳۳۰ آنقدر شناخته شده باشد ولی فرهاد در سال ۱۳۸۱ آنقدر ناشناس ... ..

مهرداد فرهاد , هدايت , سال
مرگ هدايت ,
عامل مرگ سالانه بیش از 8000000 نفر در جهان (عکس)شاید باورش سخت باشه

آب غیر بهداشتی ,
مرگ ومیر , بهداشت , سلامتی ,
دانشمندان فیزیک هسته ای : ناپلئون با سم آرسنیک نمرده است!گروهی از دانشمندان فیزیک هسته ای ایتالیا با بررسی موهای ناپلئون بناپارت اعلام کردند که هر چند در بدن امپراتور فرانسه دوز بالایی از سم آرسنتیک وجود دارد اما ناپلئون در اثر مسمومیت با این سم نمرده است.
این مسئله که چه چیزی علت مرگ ناپلئون بوده سالها مورد بحث دانشمندان و مورخان بوده است، به طوری که بسیاری از دانشمندان پیش از این اعلام کرده بودند که امپراتور فرانسه در اثر مسمومیت با سم آرسنیک جان باخته است.
اکنون محققان موسسه ملی فیزیک هسته ای، دانشگاه میلان- بیکوکا و دانشگاه پاویا در ایتالیا با استفاده از یک راکتور کوچک هسته ای انواع مختلف موهای ناپلئون را مورد بررسی قرار دادند. این موها مربوط به مراحل مختلف زندگی امپراتور فرانسه از کودکی در کورسیک، اقامت در کاخ الیزه واقع در البا و در سنت هلن در روز مرگ وی 5 می 1821 است.
براساس گزارش روزنامه تلگراف، دانشمندان ایتالیایی سپس این موها را با موهای افراد هم عصر ناپلئون که در میان آنها پسر ناپلئون، پادشاه رم و امپراتریس ژوزفین حضور دارند مقایسه کردند و در مرحله بعد این موها با موهای افرادی که در حال حاضر زنده اند مقایسه شدند.

ناپلئون ,
مرگ , سم , فرانسه ,
کارنامه بهرام بیضایی پس از انقلاب: از "مرگ یزدگرد" تا "افرا"بهرام بیضایی پس از انقلاب از "مرگ یزدگرد" تا "افرا یا روز میگذرد"، در مجموع شش نمایش را به صحنه برده است که این رقم با توجه به توانمندیهای او در زمینه کارگردانی و نگارش نمایشنامههای بیشتر از این رقم، خبر از حضور کمرنگش در صحنه میدهد.
بهرام بیضایی در سال 58 مرگ یزدگرد را کارگردانی و اجرا کرد. بعدها همین نمایش تبدیل به یک فیلم بلند سینمایی شد. این نمایش درباره زندگی یزدگرد سوم، آخرین پادشاه سلسله ساسانی است که به دست آسیابانی به قتل میرسد.

کارنامه , بهرام بیضایی ,
مرگ یزدگرد , افرا , کارنامه بندار بیدخش , بانو آئویي , شب هزار و یکم , مجلس شبیه ,
اف بی ای شواهد پرونده سیاه زخم را تشریح کرد.دانشمند امریکائی که هفته پش خودکشی کرد ، تنها کسی بود که (نمونه عینی) باکتری سیاه زخمی را که در سال 2001 باعث مرگ 5 نفر شده بود ، در اختیار داشت.......

سیاه زخم , خودکشی دانشمند امریکائی , باکتری سیاه زخمی که باعث
مرگ 5 نفرشد ,
"خدا سیاه پوشیده است..." دانلود آهنگ Soldeir Side از گروه System Of A Downیکی از زیباترین آثار این گروه راک . ترانه آن در ساده ترین نگاه ، نقدی تامل برانگیز بر جنگ است. (متن آهنگ در قسمت نظرات)

موزیک , راک , متال , سیستم , جنگ , خدا ,
مرگ ,
مادري سه نوزادش را در فريزر زيرزمين بستهبندي كردجسد سه نوزاد پیچیده شده در پلاستیک در فریزر منزلی در غرب آلمان کشف شد.
به گزارش بی بی سی، کشف جسد سه نوزاد در فریزر واقع در انباری منزل مسکونی در غرب آلمان موجب دستگیری زنی که در این خانه زندگی میکند شد.
پلیس شهر "وندن" اعلام کرد که جستجو در فریزر منزل این زن آنها را به کشف جسد سه نوزاد که همگی بلافاصله بعد از تولد جان باخته بودند رسانده است.
پزشکان آلمانی با اتنقال این اجساد به پزشکی قانونی سعی دارند تا علت مرگ مشکوک آنها را کشف کنند.
ماموران پلیس پس از تماس دو نوجوان که با والدین خود در این خانه زندگی میکردند از وجود این اجساد با خبر شده و فورا زنی را که او هم در زیرزمین منزل فوق زندگی میکرد دستگیر کردند.
این چندمین باری است که پرونده قتل فرزندان توسط مادرها در آلمان مطرح میشود. ماهها قبل زن دیگری در این کشور به اتهام به قتل رساندن 8 فرزند خود دستگیر شد

آلمان ,
مرگ , قتل , مادر , فرزند ,
شیرین عبادی: تهدید به مرگ شده ام
شيرين عبادی، برنده جايزه صلح نوبل و فعال حقوق بشر، روز دوشنبه، با ارسال نامه ای به فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی اعلام کرد: «تهديد عليه جان و امنيت من و خانواده ام که از مدتها قبل شروع شده بود، اخيرا شدت گرفته است.»
بر اساس بیانیه ای که دفتر خانم عبادی منتشر کرده است، وی روز پانزدهم فروردين ماه، به هنگام ورود به دفتر وکالت خود با يادداشتی بدين مضمون که «شيرين عبادی مرگ تو نزديک است»، مواجه شده است.
خانم عبادی همراه با نامه اش سه برگ فتوکپی از تهديدات دريافتی را جهت ضبط در پرونده به فرمانده نيروی انتظامی ارسال کرده است.
دفتر خانم عبادی اين نوشته ها را در اختيار خبرگزاری های خارجی نیز قرار داده است.
برنده جايزه صلح نوبل در نامه خود به نيروی انتظامی نوشته است: «از آنجا که من اختلاف حسابی با کسی ندارم و در حرفه وکالت خود نيز فقط به صورت رايگان از قربانيان نقض حقوق بشر دفاع می کنم، بنابراين افرادی که آرزوی مرگ مرا دارند، با من عداوت شخصی نداشته، بلکه با افکار و عقايد من مخالف هستند
در يکی از اين نوشته های تهديد آميز که به امضای انجمن ضد بهاييت رسيده و عبادی کپی آن را برای فرمانده نيروی انتظامی ارسال کرده، چنين آمده است: خانم شيرين عبادی به تو گفتيم رفتار غيراسلامی و منطبق با رفتار بهایيت خود را ترک کن ولی تو به خدمت برای خارجيان و بهاييان ادامه دادی و دخترت را هم در اين راه وارد کردی، او را خواهيم کشت که بدانی.

شیرین عبادی ,
مرگ ,
امان از جادهها كه ميبرند و نميآورند + فیلمی از تصادف تبریز که باعث کشتهشدن ۱۰ نفر از هموطنان شد.درست هفتهي پيش، حدود ساعت 5/3 بعدازظهر، در مسير بستانآباد-تبريز و در فاصلهي تقريبا 10 كيلومتري تبريز، يك تريلي (بونكر) درحاليكه تعدادي اتوموبيل بهدليل ترافيك ازحركت ايستاده و پشتسرهم متوقف بودند، به اين خودروها برخوردكرده و باعث كشته و زخميشدن تعداد زيادي از هموطنانمان شد. اين واقعه و بسياري از حوادث تاثربرانگيز از اين دست، متاسفانه در ايام نوروز فراوان اتفاقافتاد ولي هيچ بازتابي در رسانههاي داخلي نيافت. بازتاب واقعهي تلخ فوق در فارس و اينجا چنين بود، هرچند كه آمار ارئهشده با واقعيت چندان تطابقي نداشت، چرا كه بسياري از مجروحان هم در بيمارستان درگذشتند، حال آنكه صداوسيما كم وبيش هرروز اخباري را از جنگ عراق يا فلسطين پخشميكند و دربهدر دنبال راهپيمايي، اعتراض و... ميگردد، ولي از كشتگان سرزمين خويش فراموشميكند. اگر عادلانه و واقعبينانه به آمار تلفات جادهاي كشور بنگريم و مقايسهاي با آمار تلفات عراق در اين 5 ساله بكنيم، تفاوت زيادي نخواهيمديد، افسوس كه يكي بهخاطر جنگ است و ديگري بهدليل غفلت، ناآگاهي يا هرچيز ديگر. آسيب رواني، روحي و اجتماعي كه اين قبيل حوادث بهوجودميآورند، عموما غيرقابل تصور و جبران است، چرا كه در لحظهاي چندين و چند خانواده را بهطور ناگهاني تحتتاثير ميگذارد و فقدان جمعي از هر خانواده قاعدتا امري فراموشناشدني است. اين فيلم را ببينيد، آيا باورتان ميشود، كه لحظهاي تعلل چنين به روز خودروها و سرنشينانش بياورد؟ آيا باورميكنيد كودكي از خودرو به بيرون پرتابشده و از زير مينيبوس پيداميشود يا خانوادهي چهارنفري كه در دمي ازبينميروند و جنازهشان با پلاستيك جابهجاميشود، همه نتيجهي يك غفلت باشد؟ حال راننده چه ميكند؟ هيچ اگر جان سالم بهدربردهباشد كه دلش به بيمه خوش است و دريغ از درنگي و لختي انديشيدن به اعماق فاجعهاي كه رقمزده است...

تصادف , تعطيلات نوروزي , كشتهشدن ,
مرگ , پليس راه ,
مرگ درد ندارد: در نقد دیدگاه فروید درباره ی مرگبر مبنای مجموعه ای از شواهد بالینی و زیست شناختی، می دانیم که فروید در مورد ارتباط مرگ و لذت، و گسست مفهوم درد و رنج از مرگ تا حدودی بر حق بوده است. شواهد بالینی -همراستا با شهود همگان- نشان می دهند که مرگ، نقطه ی پایان درد و رنج است. مرگ آن لحظه ایست که تقابل میان لذت و رنج از میان می رود، و برای کسانی که به بیماری های پیش رونده ی دردناک –مانند سرطان- مبتلا شده اند، لحظه ی رهایی از رنج محسوب می شود. داده های فیزیولوژیک هم نشان می دهد که بر خلاف تصور عمومی، لحظه ی مرگ با رنجی همراه نیست. یعنی "مرگ درد ندارد!" مرگ در شرایطی که به دنبال بیماری ای پیش رونده و زمینگیر کننده فرا برسد، همچون نوعی بی حسی و رهایی از درد تجربه می شود، و در شرایطی که در اثر سانحه ای ناگهانی و بر بدنی سالم و فعال عارض شود (مانند کسانی که در جنگ کشته می شوند) به دلیل ترشح افراطیِ آدرنالین و آندورفین ها، گاه با مقدمه ای شوق انگیز و هیجان آور همراه است. در هر حال این نکته آشکار است که بدنِ در حال مرگ، در صورتی که در اثر لطمه ای ناگهانی با مرگ روبرو شود، مجموعه ای از داروهای ضد درد و هیجان آور را در خود تولید می کند. دایره واژگان امروز ما، و قلمرو مجازِ گمانه زنیِ معاصرمان در مورد مرگ، بی تردید وامدار فروید و جنبش روانکاوی است.

فروید ,
مرگ , زندگی , علوم تجربی , علوم انسانی , اهورامزدا , اهریمن , زئوس , هادس , آدرنالین , آندورفین ,
مرگ در ميزند٬ براي مردن كافيست سري به جادهها بزنيتعطيلات نوروزي براي من هميشه زجر آوراست. لحظات بطالت. هميشه بيماري بطالت را با خواندن كتاب كمي درمان ميكنم. هستي و زمان هايدگر آنقدر با نثر بدي ترجمه شده است كه به زحمت خود را از اين صفحه به صفحه بعد ميرسانم. گفتم بد نه غامض. مترجم با پيچيده كردن جملات ميكوشد فضاي پيچيده ذهن هايدگر را واتاب دهد. در اين تلاش يك شكست كامل را به نام خود ثبت كرده است. وظيفه هر جمله انتقال معنا است نه بازي دادن مخاطب. مبارزه با اين بدسليقهگي مرا واميدارد هر طور شده كتاب را رها نكنم و نميكنم. ولي خواندن اين كتاب عذاب تعطيلات نوروزي را صد چندان مي كند و آدم را با دوزخ لحظات رها ميكند.
كتابي از "وودي آلن" بنام " مرگ در ميزند" را پسرم سهيل در گشت و گذاري در شهر خريده است. نيمه شب آنرا را بدست ميگيرم و يك نفس تا پايان ميخوانم. كتاب هجوي هوشمندانه بر زندگي امروز بشر است. از سرگشتگي هاي مضحكه كه فرجامي جز هيچ ندارد. مفاهيم فلسفي در اين هجو سرازير ميشود و به ذهن روشنايي خيره كنندهاي ميبخشد. با خواندن اين كتاب آدمي در مييابد در زير آسمان دردهاي آدمي از يك جنس است. انسان هميشه نوع زندگي ديگر را ميطلبد و همين خواست متفاوت بودن هم تبديل به يك مضحكه ديگر ميشود.
وودي آلن در نوشته اي با عنوان "به ياد نيدلمن" هايدگر را مورد هجو قرارميدهد. زبان او را به سخره ميگيرد. در ذهن طناز آلن هر جنبه زندگي مدرن و حتي اسطوره ها مي وان رد پاي يك نگاه مضحك را يافت. او حتي خود را در دام طنزش مي اندازد و در خود مي نويسد:دو باور غلط سال هاست كه در باره من بين مردم رواج دارد . يكي اين كه من روشنفكرم ٬فقط به اين دليل كه عينكي هستم ٬و بدتراز آن كه هنرمندم ٬چون فيلم هايم نمي فروشد". كتاب را تمام مي كنم و مي پندارم تنها بايد وودي آلني به اطرافمان نگاه كنيم تا واقعيت تحمل پذير شود. مثلا مردم به سفر نوروزي مي روند تا خوش بگذرانند ولي روزي هفتاد نفر در جاده ها مي ميرند. كدام جنگي اينهمه تلفات دارد. كجا مردم عليه خود اين چنين جنگ خونين راه مي اندازند و صداي كسي هم در نمي آيد. خانمها و آقايان مرگ در مي زند لطفا براي سفر به مسافرت برويد آنهم در جاده هاي پر از خون

تعطيلات نوروزي , بطالت , هايدگر , ترجمهي بد , وودي آلن ,
مرگ در ميزند ,
نانسی عجرم، خواننده معروف عرب توسط القاعده تهدید به ذبح شد!القاعده نانسی عجرم خواننده معروف عرب را تهدید به مرگ کرد. این گروه، تهدید کرده است که سر نانسی عجرم را خواهد برید!
به گزارش «فردا» و به نقل از المحیط، این گروه با بیان اینکه آهنگهای نانسی، باعث رواج رذائل اخلاقی و فساد می شود گفته است بهتر آنست که او در همان کشور خود(لبنان)باقی بماند تا با تهدید جانی هم روبرو نشود!
گفتنی است نانسی اکنون در یمن در حال اجرای برنامه است.
البته مدیر برنامه نانسی عجرم گفته است از این تهدیدها نمی ترسیم و نانسی در هر کشوری که طرفدارانش، و کسی که به صدای او گوش دهد در آنجا باشند خواهد خواند.
پیش از این یک خواننده دیگر هم که اهل سوریه بود در حال اجرای برنامه در یمن از سوی القاعده تهدید شده بود.
قرار است نانسی عجرم جمعه آینده در دبی کنسرت برگزار کند

نانسی عجرم , خواننده عرب , القاعده , تهدید به
مرگ ,
مذهب در حال نابودی جنس بشر است آنچه مذهب و جنگ مذهبی بر سر بشر می آورد

جنگ , دین , کشتار , فلسطین ,
مرگ , اسرائیل , مذهب , بشر , جنگ مذهبی ,
مرگ سالیانه 1000 دلفین در ایرانخبرگزاری وابسته به سازمان میراث فرهنگی اعلام کرد، سالانه در سواحل جنوبی ایران 1000دلفین کشته میشوند.
خبرگزاری chn در گزارش از مرگ ومیر دلفینهای خلیجفارس به نقل از یک کارشناس محیط زیست، نوشت:" ساليانه در ايران بهصورت عادي 500 تا 1000 لاشه دلفين به ساحل ميآيند. اين دلفينها يا بهصورت عادي مردهاند يا عامل انساني در مرگ آنها نقش داشته است."
"مهرداد كتال محسني"، رييس اداره كل حفاظت محيط زيست استان هرمزگان نیز در گفت وگو با این خبرگزاري گفت:" وقتي در زيستگاه دلفينها عواملي مثل صيادي، آلودگي نفتي و شيميايي يا مواردي از اين دست صورت ميگيرد و اين مناطق روندي روبه توسعه را طي ميكنند، مرگ انفرادي جانوران امري طبيعي جلوه ميكند. گاهي لاشههايي از دلفينها به ساحل ميآيد كه بر اثر كهولت سن يا بيماري مردهاند و در برخي مواقع نيز بر اثر برخور با شناور جان دادهاند"

دلفین ,
مرگ ,