وقتی نسل ما اخراج شد، کسی از ما دفاع نکرد. وقتی نسل ما تبعید شد، کسی به روی خود نیاورد. وقتی نسل ما تیرباران شد، جهان چرتکه در دست تماشا میکرد.
من هنوز چهره برخی از کارکنان اداری دانشکده حقوق دانشگاه ملی ایران را که حتما دیگر بازنشسته شدهاند، به خوبی به یاد دارم. یکبار وقتی مجبور شده بودم شرمنده از روپوش اسلامی بر تن و لچک اجباری بر سر به آنها مراجعه کنم، نتوانستم تشخیص دهم در نگاهشان همدردی بود یا سرزنش. شاید هم پرسشی بود که با اشاره به حجاب اسلامی و پروندهام تکرار میشد: همین را میخواستید؟!
انقلاب دوم
نه، معلوم است که همین را نمیخواستیم! هم آن زمان معلوم بود راهی که میپنداشتیم باید به بهشت برسد، مسیر جهنم را در پیش گرفته است، و هم اکنون بعد از نزدیک به سی سال گمان نمیرود کسی در آن تردیدی داشته باشد.
من درس خود را در دانشکده حقوق دانشگاه ملی ایران (و نه آنگونه که نامیده می شود: شهید بهشتی) به عنوان یکی از دانشگاههای معتبر ایران و خاورمیانه، به پایان رسانده بودم که انقلاب اسلامی مهر خود را بر همه چیز کوبید. آخرین امتحانات ما با استقرار جمهوری اسلامی همراه شد. سردمداران انقلاب برای اینکه بتوانند جمهوری اسلامی خود را بر پایه ای استوار سازند که کسی مزاحمتی برایشان ایجاد نکند، ...
navidi | ارتقاء : 9 ساعت و 24 دقیقه قبل | ارسال : 15 ساعت و 21 دقیقه قبل