|
|
کاربرانی که رای داده اند ( سبزها مثبت ،قرمزها منفی ) |
| hich - Barbod - farshidreiki - katayoun_77 - agriphont - navidi - mehran - farangi - bababak - farhad - alifreedom - shahrzad - devprogramnet - harfehesaab - roadrunner - Jamshid - arash1973 - mehrdad - SHAYGAN - bahal - rogerrabit - kia.arian - |
|
|
یعنی تا به حال غرب به خاطر واقعگرایی در تصویر لباس توی خانه به سینمای ایران اعتنا کرده بود؟
حرف شما درست...
ولی اگه یه بازیگر زن مسلمان باشه چیکار باید بکنیم ؟! باید کشف حجاب بکنیم ؟! باید بگیم الا بلا باید بی حجاب باشی ؟!
اینطوری هر دختری میخواد بازیگر بشه اولین فکری که به ذهنش خطور می کنه اینه که مسلمانی و حجاب رو کنار بگذاره...
ببخشید ولی عربها الان کدوم کارشون بر اساس اصول اسلامیه که این یکشون باشه ؟!
اینطوری هر دختری میخواد بازیگر بشه اولین فکری که به ذهنش خطور می کنه اینه که مسلمانی و حجاب رو کنار بگذاره...
سینه سام عزیز ، به هر حال هر حرفه ای استانداردها و اصولی داره. ما از اونجا که تو زندگیمون با خیلی چیزها حتی عجیبتر و مهمتر از این موضوع کنار اومدیم و برامون مشکل ایجاد نمیکنه با غربیها که در اینجور موارد بسیار واقعگرا هستند خیلی تفاوت داریم. شغل بازیگری از دید غربیها اصول پذیرفته شده و بدیهی داره که یک بازیگر برای مورد قبول واقع شدن و مقبولیت ناچار به پذیرش اون اصوله. مثالی میزنم امیدوارم به منظور نگیری(در مثل مناقشه نیست) فرد معلولی رو در نظر بگیر که میخواد افسر پلیس بشه یا آتشنشان. خب مسلمه که این موضوع با فیزیک بدنش نمیخوره و مغایرت داره و نمیتونه ایراد بگیره چرا نمیتونه استخدام بشه. ممکنه بگی مثال من در مورد مسائل اعتقادی و فکری صدق نمیکنه که اتفاقا من میگم در شغلی مثل بازیگری یک بازیگر باید از نظر فکری و شخصیتی انعطاف لازم رو برای قرار گرفتن در دیگر قالبها داشته باشه. یک بازیگر آمریکایی نقش یک کمونیست رو بازی میکنه. نیکلاس کیج در یکی از فیلمهای اولش که با اون مشهور شد سوسک زنده میخوره ، رابین ویلیامز نقش زن رو بازی میکنه و... چون این افراد از نظر شخصیتی و خطوط قرمز این انعطاف رو دارند که برای رسیدن به هدف بالاتر از قالب شخصیتی و مقبول عرف جامعه فاصله بگیرن. اگر فردی این توانایی رو نداشت عیب از اون فرد نیست ، اشکالی هم نداره ، فقط برای اون شغل و هدف مناسب نیست.
اتفاقا نظر من دقیقا عکس این موضوع بود باربد عزیز. من معتقدم اتفاقا در سینما و تلویزیون غرب این مرز روز بروز کمرنگتر میشه و به همین دلیل هم هست که بیننده غربی بیشتر از ما ایرانیها دنبال باورپذیرتر بودن نقشها و بازیگرهاست.بازیگر غربی باید مثل خود انسان غربی لباس بپوشه , حرف بزنه , زندگی کنه , سیگار بکشه , ابراز عشق کنه , فحش رکیک بده تا این مرز بین متکلم و مخاطب به چشم نیاد. اتفاقا این موضوع در هنر ایرانی کمتر به چشم میاد چون اخلاق زدگی فرهنگ ایرانی و ایدئولوژیک بودن هنر در ایران خطوط قرمزی رو ترسیم میکنه که باعث فاصله بیشتر هنرهای بصری مثل سینما و زندگی خصوصی مخاطبان میشه. در مورد مثال تعزیه به خاطر روح مذهبی که داره طبیعتا محدودیت برای اجرا و بیان منظور کمتره و این فاصله به چشم نمیاد ام در سایر موارد چنین نیست. ما در غرب تاتر خیابانی , موسیقی خیابانی , کارناوال و جشنواره های خیابانی و غیره رو داریم که در ایران امکان وجود و بقا ندارند. اتفاقا هنرهایی هم که به نظر دور از مخاطب و ایزوله از اون به نظر میان ریشه اولیه شون رو از همین هنرهای مردمی و خیابانی میگیرند...
ما برای وارد کردن و یا خلق هنری مثل سینما الزامی به وارد کردن مستقیم اون و تبعیت از قوانین غربی نیستیم دوست عزیز اما با این شیوه و زبان - هرچقدر هم که برای مخاطب داخل قابل قبول و هضم باشه - نمیتونیم به زبان مشترکی با بیننده و منتقد غربی برسیم
نکته مهم در زندگی غربی که شما اشاره کردی این است که مرز مشخصی بین زندگی "بیرون" و "درون" وجود ندارد. به همین دلیل انسان غربی می تواند نگاه نفوذگر دیگران را به راحتی بپذیرد. اما در شرق تفکیک بین زندگی خصوصی و عمومی خیلی قوی است و مثلاً نمایش یا فیلمی که برای دیدن عموم ساخته می شود نمی تواند وجود دوربین را به عنوان یک نگاه نفوذگر ندیده بگیرد. این جدایی زندگی بیرون و درون را در سبک خانه ها هم می بینی. در ایران مثل ژاپن ما با کفش وارد خانه نمی شویم و مرز یا آستانه ورودی خانه یک مرز خیلی حساس و مشخصی است. در غرب اینطور نیست و مثلاً قسمت زیادی از زندگی دربیرون و در کافه و بار و رستوران می گذرد. این خیلی به مذهب هم مربوط نیست. چون حتی ایرانی های غیر مذهبی هم این تمایز بین بیرون و درون را در زندگی دارند. بنابراین ما تقریباً هم نظر هستیم. ولی فرق من با شما این است که به نظر من این تفاوت فرهنگی چیز مذموم و بدی نیست. یعنی بگذارید همانطور که مرز بیرون و درون در خانه و معماری ما وجود دارد، در سینمای ما هم باشد.
این با نظر شما منافات دارد آگریفونت عزیز !
شدیدا موافقم
این با نظر شما منافات دارد آگریفونت عزیز !
این دلیلت دلیل قانع کننده ای نیست سینه سام عزیز. سطح کیفی سینمای قبل از انقلاب رو همه میدونیم و البته در نظر بگیر که در گذشته اطلاع رسانی و ارتباط فرهنگی به این شدت در سطح جهان وجود نداشت. درثانی حرف من این نبود که اگر هنر سینما در کشوری موانع و خطوط قرمزی که صحبتش شد رو کنار گذاشت الزاما به سطح کیفی بالا میرسه و از نظر سلیقه و دیدگاه غربی پیشرفت میکنه. خودت قضاوت کن دوست من , فیلمهای تقدیر شده چند ساله اخیر از چه نوعی بوده اند؟آیا فیلمی داریم که زندگی اجتماعی طبقه متوسط جامعه که اکثریت اون رو تشکیل میده رو به نمایش گذاشته باشه و مورد تقدیر قرار گرفته باشه؟ آیا فیلمهای تقدیر شده اکثرا در مورد زندگی طبقات پایین و یا زندگی روستایی و عشایری ( که دارای معیارها و فاکتورهای متفاوت فرهنگی و اجتماعی با زندگی طبقه متوسط جامعه - اعم از دانشجو و کارمند و کاسب و پزشک و مهندس و نویسنده و....- هستند) نبوده اند؟ اگر قرار است همیشه از این نوع فیلمها ساخته بشه و به جشنواره ها بره و جایزه ببره حرفی نیست ولی اگر بنا باشه از همون قشری که گفتم فیلم ساخته بشه اونوقت تمام این تضادها بین زندگی به تصویر کشیده شده و زندگی واقعی مردم خیلی بیشتر خودش رو نشون میده
باربد عزیز , نمیدونم از کجای حرفهام لزوم تقلید از هالیوود برداشت شد ولی برای بار چندم : برای مخاطب ایرانی که 30 ساله داره این جور فیلم و هنر رو با این زبان و بیان میبینه وجود این خطوط قرمز و محدودیت زبان تصویر پذیرفته شده و مورد قبوله , مخاطب ایرانی خیلی خوب میدونه که چطور علامات و نشانه ها رو تفسیر کنه , روسری پیچیده شده به سر و گلسر خورده رو موی ارایش کرده تفسیر میکنه , بسته شدن درب اتاق خواب زن و مرد بروی بیننده رو همخوابی تعبیر میکنه , هیچ اشکالی هم نداره , بسیاری از فیلمهای بیاد ماندنی سینمای ایران با همین زبان ساخته شده. ولی به محض اینکه خواسته باشید این زندگی روزمره زن و شوهر ایرانی شهر نشین معمولی رو با این زبان به بیننده غربی نشون بدید با این نوع برخورد و بیان نمیتونه ارتباط برقرار کنه. (گر اینطور نیست برای من چند مثال بیارید ممنون میشم) این هم اشکالی نداره. فقط باید توقعمون رو برای ایجاد ارتباط این نوع فیلمها و هنرها با دیگر مردم جهان پایین بیاریم.
این نکته ای که شما می فرمایید به عنوان تفسیر علایم و نشانه ها خیلی نکته خوبی است. البته شما خیلی خوب و ظاهراً با فکر خودت مطلب را گرفته ای. اصلاً کل داستان سینما و البته سایر هنر ها همین کشف رمز است. حالا طولانی می شود، ولی به طور خلاصه اصل ماجرای بازنمایی در هنر همین است. یعنی نشانه ها را تفسیر کردن. این فقط مختص ایران هم نیست. در هیچ هنر یا فیلمی کسی نمی آید عین واقعیت خارجی را "بازسازی" کند. بلکه آن را از طریق نشانه ها "بازنمایی" می کند. توی همان هالیوود هم هیچ وقت سکس را بازسازی نمی کنند. اگر اینطور بود که باید همه اش اسلحه ها را در حال دخول خروج نشان میدادند و دیگر می شد فیلم پورنو. آنجا هم کدهایی هست که شما آن کد تصویری را مثل فرضاً بستن در یا رفتن زیر لحاف یا خاموش کردن چراغ به سکس تفسیر می کنی.
فقط می ماند اینکه این کد ها برای ما ایرانی ها و آمریکایی ها متفاوت است. خوب همیشه و همه جا بوده است. به مجموعه این کدها می گویند فرهنگ و یک مثالش هم زبان است.
همینطور که می گویی مردم خارجه ممکن است کدهای ما را نفهمند. این چیز عجیبی نیست. ماهم خیلی وقتها کدهای آنها را نمی فهمیم. این را می گویند "تفاوت فرهنگی".
راه حلش هم این نیست که ما هرچه بیشتر خودمان را به فرهنگ غرب نزدیک کنیم که آنها بتوانند ما را بفهمند. و اصلاً به ما چه که بفهمند یا نه. مثل زبان است. اگر دوست داشته باشند می روند زبان ما را یاد می گیرند.